پارت هجده :

_سلام می شه یه قهوه دبل بگیرم؟

نیلا کلافه اشاره ای به سایه، باریستای کافه می زند:

_جانم؟

نیلا به آن طرفِ کافی بار اشاره می زند:

_می شه سفارش آقا رو براش آماده کنی؟ من کیک های تو فر رو باید بردارم!

لبخند مرد کُفری اش می کند، دقیقا یک ماه از باز شدن کافه اش می گذشت و این مرد روزی نبود که نیاید و قهوه سفارش ندهد، با آن لبخند عصاب خوردکُنش!

بوی کیک های کشÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    1

    لطفا پارت هدیه هم بذارید 🥲

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️