پارت نوزده :


گوش های نیلا با شنیدن اسمش تیز می شوند، به دنباا سمیرا به راه می افتد ولی چیزی دستگیرش نمی شود از هر چیزی حرف می زدند الی برگشتش!

یک آن به خودش می آید و گام هایش را پس‌می گیرد!

اصلا به او چه که آن مرد خوش گذران قرار یود کی به ایران بیاد!

سمیرا لبخند به لب به سمتش می آید و سر تکان می دهد:

_از دست این بشر!

نیلا کِشی به لبانش داده، به سمت کافیبار می رود و ماگ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!