پارت چهارم :

ناخودآگاه، سرش را پایین انداخت تا شماره را پیدا کند. روی میز کنار تختش چیزی وجود نداشت و هیچ کارت یا کاغذی هم روی پتویش به چشم نمی‌خورد. به سختی دست شکسته‌اش را تکان داد تا زیر دستانش را هم بررسی کند که متوجه چیزی شد.

بر روی گچ سفید دستش، ردیفی ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!