پارت سی و یک :

حدس زده بودم. شناختن پسرا زیاد سخت نبود. اون هم وقتی که نگاهشون انقدر واضح و با اشتیاق بهت دوخته می‌شد و هیچ جایِ شکی برات باقی نمی‌ذاشت.
حدس زدم اما نمی‌دونستم چی باید بگم. این که اون انقدر راحت و البته انقدر سریع اعتراف می‌کرد از من خوشش اومده عجیب بود.
- چرا؟!
صدای اگزوز موتوری که از کنارمون رد شد گوش‌خراش بود. اون برای لحظه‌ای چشم بست و صبر کرد تا موتور رد شه و بعد گفت: دلیلِ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آکین در رمان عاصی آکین
تصویر شخصیت اُکتای در رمان عاصی اُکتای
تصویر شخصیت آریل در رمان عاصی آریل
تصویر شخصیت آرون در رمان عاصی آرون
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زری

    0

    چرا حس می کنم اکتای اونی نیس که کردن تو مغز ارون😖😖صرفا فقط میخوان ترورش کنن😖😖

    ۴ روز پیش
  • elnaz

    3

    به نظرم اگه آریل به آرون فرصت بده و بعد بفهمه آرون فقط برای به دست آوردن اطلاعات اُکتای بهش نزدیک شده برای بار دوم نابود میشه کاش یهو اُکتای بیاد وسط ماجرا نذاره این اتفاق بیفته 😭

    ۶ روز پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    2

    طفلی اریل چه عذابی میکشه 🫠

    ۶ روز پیش
  • مهسا

    3

    اره واقعاکاش بهش فرصت نده

    ۶ روز پیش
  • Nana

    4

    ولی من اصلا دوست ندارم به آرون فرصت بده

    ۶ روز پیش
  • ازیتا

    1

    wow, دیس ایز گاد🥲😂.. خوشمم اومدد، دمتتگررمم بییب

    ۶ روز پیش
کپی شد!