پارت صد و هفتاد و چهارم :
_ من غلط کردم نویان... آروم باش... نترس باشه؟... سعی کن فقط نفس عمیق بکشی.
نویان_ آیییی... دل... دلی... د... دارم... می... میر... م.
صدای درگیری نویان با خودش و تقلا برای حفظ تعادل یکهو با یه صدای خشک، قطع شد.
صدای ساییده شدن لباس روی کاشی های خیس حمام بعد یه ضربه خفیف و بعد سکوت.
با شنیدن اون صدای خفه، تمام خون بدنم به سرم هجوم برد.
وحشت آنی باعث شد در رو با تمام توانم هل بدم و همون طور
مطالعهی این پارت حدودا ۴۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
فاطمه
0لحظه ای که مهبد به دلوین گفت فقط بلدی دردسر درست کنی دلم خواست بزنمش🤣 به تووچه، خود نویان خورد تقصیر دلوینه مگه؟
۶ ساعت پیشهدا
0نویان لطفاً فقط زنده بمون، بعداً هر چی خواستی بگو، حتی اگر دوباره گفتی قناری ها میان منو می خورن 😭😭 فقط زنده بمون.
۷ ساعت پیشالمیرا
0دیگه دارم زیادی کامنت میذارم. شورش و در آوردم😑.
۱۴ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0شک نکن به اندازه منو حنانه و فائزه کامنت نمیذاری😂
۱۴ ساعت پیشالمیرا
0وای سارا. فقط کامنت های مرد مخفی که داره از ماتریکس خارج میشه🤣 ار پارت بدتر از پارت قبل. خدایی کامنت ها از اون پارت بوسه مرد مخفی و دلوین وقتی بچه تو بغلشون بود داره خطرناک میشه😁
۱۴ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0دقیقا همه این سم بازی ها از اون پارت بوسه شروع شد😂😐
۱۴ ساعت پیشمریم
0شما زیاد کامنت میزارین من محدود میشم😂😂
۱۰ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0تو همین که اون قضیه جنایی رو ببندی دیگه محدود نمیشی😂به خودت رحم نمیکنی به ما رحم کن خواهر
۱۰ ساعت پیشمریم
0خوب بود👍👍😂😂
۷ ساعت پیشنفسی
0اون لحظه ای که اردوان پودر رو روی زبونش گذاشت انگار صدام بهش میرسید گفتن مرد حسابی تو دیگه چراا 😭😂
دیروزسارا
0من نگران بودم یه بلایی یر اردوان هم نیاد غوزبالاغوز شه😂💔
دیروزمریم
0اردوان مثل نویان یه مشت نخورد که 😂😂بعدشم اینو نمیخورن از بینی میکشن داخل بخاطر همین نویان تشنج کرد
دیروزسارا(منشی کیانا)
0والا مریم داری منو میترسونی😂از پریشب با مردمخفی خوب زدید تو ارشاد این کارها😂😂
۱۵ ساعت پیشمریم
0وای بچه ها الان میان رمان کیانا رو توقیف میکنن منم میبرن😂😂
۱۱ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0اره😂بکهو تیتر میزنن این رمان به دلیل پخش و تبلیغ مواد مخدر پلمپ شده است😂بعد شمارو میگیرن منم تخمه مبفروشم اصلا دوست شما نیستم اصلا شما کی هستین😂چرا من دارم ریپ میزنم تورو تو اصلا چرا منو ریپ زدی😂😐🤌
۱۱ ساعت پیشمریم
0اگه قرار باشه من سقوط کنم شما رو هم با خودم میکشم پایین😂😂
۱۱ ساعت پیشنفسی
0اره خب ولی بازم برام استرس زا بود نگکران بودم اونم جیزیش بشه اخه فکرشو بکن اردوان با اون هیبت یکهو تشجن کنه یعنی من خودم رسما همون لحظه سکته مینمایم😐
۱۵ ساعت پیشمریم
0تصورشم استرس زا😂😂
۱۱ ساعت پیشمریم
2اردوان انگار مجسمه رو می شناخت
دیروزمریم
2حالا چرا شکوند دلوین چه جوری برش گردونه،بیا دلوین با مافیا در نیفتاده بودی که افتادی
دیروزسارا 8
0الان باید یه پلاستیک بیارن مجسمه خورد شده و خورده هاشو با مواد داخلش بریزن توش و ببرن تحویل بدن😂😂بگن بیا جنسش خوب نبود🥲😂😂
۱۵ ساعت پیشمریم
0اونا هم میگن ببخشید دفعه بعدی مرغوبشو میدیم😂😂
۱۱ ساعت پیشسارا ۸
1موافقم😂چه وضعشه
۱۱ ساعت پیشحنانه
0عصبی شد میخواست بدونه چی توشه ولی الان چه طوری بهشون برگردونه؟ من مطمئنم مافیا با اسلجه میریزن تو خونشون ولی اینا خونه نیستن بیمارستانن
۱۵ ساعت پیشمریم
0فک نکنم بریزن خونه،خونه اردوان رو میشناسن
۱۱ ساعت پیشحنانه
0خب منم میگم خونه اردوانو میدونن میریزن تو خونه تا اون مجسمه رو بردارن ولی میبینن اونا خونه نیستن
۱۱ ساعت پیشمریم
0اردوان گردنشون رو میشکنه😐
۱۱ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0همه اینا به کنار اگه بیمارستانی که میرن مال خودشون باشه مهسان بفهمه که دیگه هیچی:/
۱۵ ساعت پیشالمیرا
1وای بدترین اتفاقه🤣. مهسان وقتی میفهمه اینا با هم رلن که دختره مواد مصرف کرده داره میمیره.
۱۵ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0و فکر کن چه اشنایی از اب در بیاد😂😑💔از همین الان اگه اون هروئین نویانو نکشه مهسان میکشتش
۱۱ ساعت پیشمریم
0اوه اوه یه استرس دیگه اضافه شد
۱۱ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
1مهسان فطعا اتیشش میزنه😂😑فکرشو کن از یه عده بدت بیاد بعد دست رو داداشو عشقت بذارن😂😐خدایی سختم هست😂😐
۱۱ ساعت پیشمریم
0بعد دختره مواد هم زده باشه 😂😂 البته همشو سر دلوین خالی میکنه😑
۱۱ ساعت پیشالمیرا
0همه کامنت هاتون و خوندم🤣💖. تئوری جدید: مریم خواهر مرد مخفیه و دستش تو کاره احتمالا. معامله ها رو میچینه و پول پارو میکنه. بخاطر همین هم اطلاعات داره. مرد مخفی هم احتمالا قبل از اینکه بیاد کامنت بذاره با صابر میرن ی چیزی میخورن که اینجوری میشه. (شوخی میکنم بچه ها ی وقت ناراحت نشین قربونتون برم🧡😘)
۱۵ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0چرا باید ناراحت بشن حرف بدی که نزدی من حیف هیچ اطلاعاتی در این خصوص ندارم تا به جای مریم من خواهر مخفغی میشدم اخه خیلی دوست دارم شوهر یا داداشم میبود😭🥺این بشر خیلی خفنه
۱۴ ساعت پیشالمیرا
0فکر کن مرد مخفی داداشت باشه. باید خیلی خفن باشه نه؟ منم میخواام😭. البته اگه عاشق میشدی یا رل میزدی ی گلوله تو مغز طرف خالی می کرد. اصلا انقدر گیره که نمیتونستی رل بزنی حتی😂
۱۴ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0وای من که از خوشی بال درمیاوردم😂😎
۱۴ ساعت پیشمریم
0اره چه خفن داداشت مردمخفی باشه😎😎 اردوان باباش مافیاس اونم خفنه😎😎
۱۱ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0ای بابا المیرا عزیزم تو حتما باید پای شوهر منم وسط بیاری؟ چی کار به صابر من داری صابر جز نقل و نبات چیز دیگه ای نمیخوره خودم میکشمش اگه بفهمم رفته پای منقل😐😂🤦 ♀️
۱۴ ساعت پیشالمیرا
0خندم میگیره بخدا فائزه. سعیده تو همه کامنت هاش ی اسمی از مرد مخفی میاره و ی تیکه میندازه. منم همش دارم صابر بنده خدا رو با خاک یکسان میکنم😂🤚. ببخشید 💖
۱۴ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0اره هرکدوممون گرفتیم روی یکی😂
۱۴ ساعت پیشمریم
0نه بابا راحت باش ولی خواهیم دید چه میشود😂😂
۱۱ ساعت پیشالمیرا
1اردوان جان چجوری تونستی انقدر سریع تشخیص بدی هروئینه؟🤔😏😏
دیروزالمیرا
0طرفدال های اردوان نظرتون چیه؟😎🤣
دیروزالمیرا
0کیبورد من چرا اینجوریه آخه. طرفدال چیه، طرفدار 😑
دیروزیلدا
1اینم مشکوکه😂ربطی به ما فن های اردوان نداره بالاخره اردوان جون توی هر چیزی سررشته داره اینکه بد نیست🙃😁😎😎
دیروزمرد مخفی
0بابا اردی جون از خودمونه 😉اردی خودش زیر دست من بزرگ شده🗿
دیروزیلدا
0عجبا😂😂به فال نیک میگیرم حرفتو
دیروزمرد مخفی
0بالاخره داداشیا باید مواداشون بشناسند دیگه😏
دیروزستایش
0یعنی کامنت هات همه اش یه لبخند روی لبمه میخونم🤣🤣
۱۵ ساعت پیش🕊️سعیده
0از بس پسرم گنگستره ،،چیه مگه حالا یک تشخیص بود الکی از کاه کوه نساز 😎
دیروزیلدا
0عا دقیقا ببین تو این پارت چه قدر جنتلمن بود🥹😋
دیروزمرد مخفی
0تا قبلش میگفتی پسرم آفتاب مهتاب ندیده ست دست به سیاه سفید نمیزنه اینجا شد گنگستر جنتلمن 🤨ایشش حسودیم شد اصلا قهرم🗿💅🏻
دیروزفائزه(زن صابر)
0مخفی جان ابروی منو صابرو خودتو نبر این چه طرز صجبت کردنه😂
۱۵ ساعت پیش🕊️سعیده
0پسر من اردوان خوش قد بالا با اون بربازوهای پرحجمش همه چی تمومه البته از نوع خوبش بله اطلاعاتش زیاده ،چشم نداری ببینی ،،دیدی گفتم یکی به پسرم حسودی می کنه میخواد براش پاپوش درست کنه بیاین خودش اومد اعتراف کرد ،((مرد مخفی دو قطبی))
۱۵ ساعت پیشیلدا
0ازش حمایت نکن سعیده دو روز دیگه گوشه خیابون پیداش میکنی😂😐
۱۵ ساعت پیشمریم
0من دیشب فهمیدم هروئینه،اردوان نفهمه😂😂
دیروزسارا(منشی کیانا)
2من با شما باید یه گفتگوی خصوصی داشته باشم مریم جان بفهمم این حجم اطلاعات راجب این کوفتی ها از کجا داری
۱۵ ساعت پیشمریم
0اگه میخوای منو پیدا کنی بیا رو اَبرا😂🤤
۱۱ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0امیدوارم صابر از این چیزا بلد نباشه وگرنه بدجور براش جنگی میشم🙄😐
۱۵ ساعت پیشمریم
0صابر محموله هارو جابه جا میکنه اگه ندونه که اشتباه میفرسته😂😂
۱۱ ساعت پیشالمیرا
0چجوری متوجه شدی خدایی؟🤣 من ته باهوش بودنم همونجا که فهمیدم مواد مخدره تموم شد. شماها نوعش هم تشخیص دادین لعنتی ها🤣💖
۱۵ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0به خدا که جزو عجایبات هشت گانه ان
۱۵ ساعت پیشمریم
0داداشم مردمخفیه ها😂😂
۱۱ ساعت پیش🕊️سعیده
2مریم ترسناک شدی 😎
۱۵ ساعت پیشمریم
0خودمم از خودم دارم میترسم😂😐
۱۱ ساعت پیشحنانه
0سوال خیلی خوبی بود البته اکثرا راجب این چیزا اطلاعات دارن :/
۱۵ ساعت پیشندا
0من هنوز توی شوکم که یه سگ طلایی زشت باعث شد اینا برن سراغ یه مجسمه پر از هروئین 😂😭 یعنی واقعاً زنجیره بدبختی های دلوین تمومی نداره😩🙌
۱۲ ساعت پیشالمیرا
0بچه ها از حرف های نویان چیزی برداشت کردین؟
۱۴ ساعت پیشحنانه
0داره به سهراب اشاره میکنه
۱۴ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0به نظر من منظورش اون اکس اشغالش بود که خیانت دید ازش
۱۴ ساعت پیشژیلا
2یا داره به سهراب اشاره میکنه یا داره یه چیزی رو میگه که فقط خودشو دلویثن ازش خبر دارن
۱۴ ساعت پیشالمیرا
0فکر نمیکردم تو این رمان شاهد گریه یکی از شخصیت های مرد باشیم. شاید باورتون نشه ولی با گریه مهبد گریم گرفت. اصلا همین که گفت مهبد شروع کرد گریه کردن، من انگار دلم ریخت
۱۵ ساعت پیشحنانه
2به جون خودم شاید باورت نشه المیرا من وقتی که دیگه دلوین داشت له له میزد برای نویان اشکام سرازیر شد اما همینکه مهبد اشک ریخت من دراز کشیده بودم صاف روی تختم نشستم و با استرس و گریه بقیشو خوندم کیانا دستش درد نکنه چنان ماجرارو مینویسه که رسما داشتم گریه میکردم
۱۵ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
2ولی اون پارتی که دلوین تشنج کرد و حالش بد شد مگه مردمخفی هم اشک تو چشماش جمع نشد؟مگه صابر نگفت که اشک تو چشماش جمع شد به خاطرهمین سریع افرادشو از اتاق بیرون کرده تا متوجه چشمای مردمخفی نشن اما خب اولین مردی که توی این رمان گریه کرد مهبد بود🥲
۱۵ ساعت پیشالمیرا
0وای راست میگیا. مرد مخفی و یادم رفته بود😭
۱۵ ساعت پیشیلدا
2وای اره🥺من خیلی احساساتی نیستم ولی خب سر این پارت یه جوری شدم انگار واقعیه
۱۵ ساعت پیشالمیرا
0کامنت های مرا مخفی داره رفته رفته از ماتریکس خارج میشه🤣. اصلا طنز سیاه کامنت های ایشونه
۱۵ ساعت پیشZahra
0اخه هر پودری رو دیدید باید مزه کنیدد اخه همه رو بدبخت کردید💔بیچاره مهبد چقدر نویان رو دوست داره اونجا که دستش رو گذاشت بین دندون های نویان که فکش قفل نشه خیلی دردناک بود 💔😭😭
دیروزالمیرا
0اصلا اونجایی که تشنج کرد من خودمم تشنج کردم از استرس. گفتم یا خدا نویان آسمونی شد، بهشتی شد رفت.
دیروزبیتا
2منم همینطور🥺نویان پرپر میزد دلوین داشت دیوونه میشد خودشو میکشت من اشک تو چشام جمع شد به خصوص وقتی که مهبد داد زد و از نویان التماس کرد دووم بیاره دیگه گریه ام گرفت
دیروزحنانه
2یه جو سنگین داشت قبول داری؟ خیلی واضح نوشته بود من حتی لرزش دستوپاهای نویانم میتونستم ببینم🫠😔
دیروزمریم
0اره دقیقا منم حس میکردم، با لحن میخوندم
دیروزبیتا
0خیلی دردناک بود این پارت واقعا درد کشیدم خیلی عالی نوشته بود ولی اونجایی که مزه کردن من میدونستم تهش یه فاجعه اینطوری رخ میده
دیروزمرد مخفی
0راست میگی نباید مزه میکرد باید با دماغش یه نفس می کشید بالا🗿
دیروزحنانه
0وایی🤣🤣نه نباید اینو میخوندم🤣🤣
دیروزمرد مخفی
0والا اینا اصلا روش کشیدن مواد اشتباه زدن🗿
دیروزسارا(منشی کیانا)
0ببخشید که تجربیات و تبحر شمارو ندارن مخفی جان😂
۱۵ ساعت پیشمریم
0چیشد دلت خواست😂😂
دیروزمرد مخفی
1دارم راهکار درست مواد کشیدن بهشون یاد میدم🗿
۲۴ ساعت پیشمریم
0معامله اشون به این مجسمه و مواد داخلش ربط داره🤔
دیروزسارا(منشی کیانا)
0اردوان محجسمه رو شناخت🥲حسم میگه مال خودشه و از وحجودش خبر داره
۱۵ ساعت پیشحنانه
0مجسمه رو شناخت اما خبر نداشت داخلش چیه( البته اگه بهش تظاهر نکرده باشه)
۱۵ ساعت پیشحنانه
1دیدین اون مهر اردوان تو اون اتاق بی دلیل نیست؟ اون شونه های پهن ماسین اردوان همه اینا کد بود که اون مرد اردوانه و اون مجسمه مال اونه بفرمایید صاحب جنس جنسووشناخت
دیروزZahra
0من حس می کنم اینا وسایل اردوان هس که مرد مخفی نگه داشته بوده قبل از دعوا شون باهم (مثل همون گیتاره) و اردوان با دیدن این مجسمه فهمیده دلوین کجا رفته بود
دیروزحنانه
0این احتمال هم میتونه باشه ولی من میگم زفتوامد داره به اون خونه
دیروز🕊️سعیده
0حنانه جان توپ تو زمین اردوان ننداز ،،معلومه که اردوان خودش خبر داره همچین چیزی تو خونه نداره سریع به دست دلوین نگاه کرد فهمید ماجرا برای چیز جدید که دست دلوین هست 😎، (البته امیدوارم ضایع نشم )😉
دیروزحنانه
0نه خب اردوان تو خونه اش همچین یچزی نداره ولی احتمالا از اون خونه و ادماش خبر داره و اون مجسمه مال خودشه حالا احتمالا پارت بعدی این قضیه روشن بشه
۱۵ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

پای قصه کیانا
0دلوین هر بار میگه این بار دیگه درستش می کنم من بیشتر می ترسم چون می دونم پنج دقیقه بعد یه فاجعه جدید اتفاق میفته 😂💀