پارت صد و هفتاد و سوم :
مسیری که همیشه طی می کردم دیگه مسیر قبل نبود یه پل صراط آسفالت شده بود که مستقیم ما رو به مرکز شکنجه و بازپرسی یا به قول خودمون دادگاه نظامی خانگی نزدیک تر می کرد.
قشنگ حس می کردم زمین زیر پامون می لرزه و صدای درامز کوبنده اعلام ورود دو متهم فراری در حال پخش شدنه.
و اما در مورد قاضی... هه... فکر نکنم اصلاً نیازی باشه که اسم قاضی رو بیارم.
همه میدونن کیه.
همون کسی که ساعت ۱۲ شب Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۴۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
🦢AVAZ GHO🦢
1دلوین احمق دلوین احمق…🤦 ♀️🤦 ♀️
۱ ماه پیشفریدی
1نویسنده جون عاشق این سبک طنز توی رمانتم فوق العاده است حرف نداری قطعا میشینم همه اثارتو میخونم❤️
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۲ ماه پیشفریدی
0دلوین از اون آدماست که اگه وسط بازجویی بهش بگن ساکت باش، احتمالاً برای دفاع از خودش یه سخنرانی چهل دقیقه ای برگزار می کنه😂💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍
۲ ماه پیشتسنیم
0من عاشق این تضادم که اردوان واقعاً عصبانیه ولی دلوین همچنان تلاش می کنه با شیرین زبونی جای خودشو بخره😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0سلام سلام ،،دمت گرم کیانای عزیزم با این خلاقیت و چیدمان کلمات به صورت ترس و طنز همزمان 👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻خیلی کیف کردم🥰 چقد دلم برای پسرم با اون قد بالای ماهش تنگ شده بود ،،لاحول ولا،چشم حسود کور، آخی چقد دوست داشتم دلوین عروسم باشه ولی حیف که با اون انتخابش خودشو به فنا داد خلایق هرچه لایق 😂😏
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0وای خدا این دختر فقط دردسر برای پسرم درست می کنه 🤨اصلا عروس *** قاچاقچی به کار ما نمیاد،،خدا به دادت برسه دختر این چه کاری بود کردی هم خودتو و اون نویان بدبخت بیچاره کردی ،،حالا چی میشه ،،واقعاً اینا مغز پفکی هستن کی آخه چیزی که نمیدونه چیه می بره سمت دهنش 🥴
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0بیاین بهتون ثابت شد دارن برای پسرم اردوان خوش قد بالام پاپوش درست می کنن ،،همش زیر سر اون مردک مرد مخفی دوقطبی هستش😡
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0اردوان بهش گفت هر چی میشه بیا به خودم بگو ،،کیه که حرف گوش بده بیا دروغ گفت حالا گندش جلوتر از خودش در میاد پسرم کم خودش گرفتاری داره کم خودش سرش شلوغه کم تو هلدینگش کار داره خوب خدارو خوش میاد اینجوری براش کار درست میکنی😠خدا آتیشت نزنه دلوین 😂
۲ ماه پیشستایش
0داشتم کامنتاتو میخوندم قشنگگ باورم شد که یه مادر شوهری😂😂👌از این مادرشوهرا که فقط پسرشونو میخوان و عروس فقط دختر مردمه😂😂
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0عروس سر براه باشه چرا نخوام،،دلوین یک اعصاب برای پسرم نمیزاره،دست پختم نداره،اخلاقم که قربونش بشم ،*** قاچاقچی،خرابکار،بی فکر ،زبون دراز،ولا من موندم 😁
۲ ماه پیشستایش
0دست پخت که افتضاح🤦 ♀️😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دیگه شرمنده عزیزم🤭😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شاید اگه دروغ نمیگفت اردوان میتونست خیلی چیزارو حل کنه
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
2فکر کنم خیالت راحت شد که طرف اردوان نبوده😂حس های مادرانه ات اشتباه نمیکنن پسرت بی گناهه😍😎
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂😂
۲ ماه پیشمرد مخفی
0چرا همیشه دو سه کلمه ام به من بدبخت میزنی😂😂بقران من به این خوبی یه جا نشستم دارم نون ماستمو میخورم🤧😂🗿
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0چون آتیش ها همیشه از سمت تو بلند میشه 😎
۲ ماه پیشمرد مخفی
0من به این مظلومی🤧
۲ ماه پیشیلدا
0کلا سعیده هرجور شده یه ضربه هم به تو میزنه😂
۲ ماه پیشمرد مخفی
0علاقه خاصی بهم داره😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😶😶
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
یه کاریش میکنیم بالاخره😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0سعیده دیدی به اردوان چی گفت؟ عشق دیرینه من😂😂💔بعد یهو رفت سر هیتلر و تروریست و تیرانوزوروس پاستیل خور🤣🤣
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0آره سارا جونم ولی دیگه فایده نداره با کارایی که در آینده می کنه🥺
۲ ماه پیشحنانه
0والا حق داری سعیده😂😂بیا *** مواد مخدر هم شدن😂برگشته به نویان میگه بهترین کمپو برات میگیرم😂💔
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0خدایی حنانه جون کی عروس *** برای پسرش لقمه میگیره 🧐
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشسپیده
0وای سعیده واقعا مادرشوهر بهت میاد
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0در آینده حتما ان شاءاللّه،از الان دارم تمرین میکنم،،نه من فقط میخام یک مادرشوهر مدرن باشم همین😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0سعیده الان این مادرشوهر مدرنی تو؟ والا دقیقا شبیه مادرشوهرای قدیمی😂😂
۲ ماه پیشمرد مخفی
1داداش انقدر از اردی تعریف کردی وسطش خوابم برد🗿
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سلام عزیزم😂چه قدر از دیدن پیامای تو کیف میکنم😂🤍
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0اختیار داری عزیزم منم از این رمان قشنگ معرکت با داستان قشنگش و اون مهارت خاص قشنگی که داری کلمات دورهم میچینی برامون کیف میکنم 😘😘🥰🥰🌺👏🏻👏🏻👏🏻🌼💝مخصوصا با بچه ها خوندن کامنت هاشون جو صمیمی که اینجا هست 🤩❤️
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋خوشحالم که کنارم دارمتون
۲ ماه پیشAna
0یه نفر لطفاً به دلوین بگه وقتی میخوای دروغ بگی، اطلاعات فنی ماشین ارائه نده. ممنون😄
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه نمیخواست دروغ بگه حواسش نبود ماشین مهبد فکر میکرد نویان ازش پرسیده اون ماشین چیه
۲ ماه پیشدنیا
0وای وای دلوین بازم ریذی که 😑😭 نویان باید بره بیمارستان بعد اگه بگن مواد خورده که اردوان درسته جفتشونو آویزون میکنه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشمانیا
0من جای نویان بودم همون پشت دلوین قایم می شدم و حتی اگه اردوان اسمم رو صدا می زد خودمو به نشنیدن می زدم 😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشپای قصه کیانا
0اون لحظه که اردوان در رو باز کرد من منتظر بودم دلوین یه چیزی بگه، ولی مغزش رسماً خاموش شد. این دختر فقط در شرایطی که نباید حرف بزنه، نابغه میشه 😂😐
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
2سلام به دوستای عزیزم که یه بارم ندیدمتون اما حسابیی بهتون وابسته شدم❤️فقط یه سؤال: نویان عزیزم، چراا خوردیش؟ 😭😭
۲ ماه پیشحنانه
0سلام عسل من🫂خوش اومدی هیچی نگران نباش گند زدن باز😂دلوین هم راهکار داد گفت بهترین کمپ برات نیگیرم😂💔
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0سلام به روی ماهت سیسی🥹وای اره😂اردوان صداش زد از سر راه مهبد کنار بره برگشت گفت جانم اردوان؟😂اردوانم خیلی شیک گفت جانمو کوفت بیا اینور😂
۲ ماه پیشمرد مخفی
0من خوردم مزه نمک میداد🗿
۲ ماه پیشمریم
0تلخه چه نمکی😐
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0وا چه قدر ترسناک شدین شما چرا باید مزه یه همچی چیزایی رو بدونید
۲ ماه پیشمریم
0وای مصرف نکردم که 😂😂
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0عه مریم تودیگه چرا😐
۲ ماه پیشمریم
0مصرف نکردم اطلاعات عمومی دارم ازش😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ماشالله اطلاعات عمومی زیادی هم داری😅
۲ ماه پیشمرد مخفی
0بستگی داره چه نوعی خورده باشی🗿ولی بعضیاشون مزه شیرین داره ( اگه منظورت همون نوشیدنی ) 🤨
۲ ماه پیشمریم
0بعضی هاشونم شورن😂😂
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0از خوندن کامنتاتون قیفم شبیه پوگکر شده😐
۲ ماه پیشمرد مخفی
0مواد فقط تریاک و شیره و گل😂مابقی واسه بچه هاست🗿
۲ ماه پیشمریم
0مخفی کی بشینیم سر منقل؟😂😂
۲ ماه پیشمرد مخفی
0بیا همین الان بساط منقل بچینیم بزار یه زنگم به سهراب بزنم بیاد 😂🗿
۲ ماه پیشمریم
0سهراب اخه😑 به البرزی، نیکولو چیزی بگو😂😂
۲ ماه پیشمرد مخفی
0نه دیگه به سهراب میگیم بیاد بهش مواد زیاد میدیم اوردوز کنه بمیره🗿
۲ ماه پیشمریم
0آآ این خوبه 😂😂🤤🤤
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0نیکولو؟ واقعا جرات داری اصلا با نیکولو بشینی یه لیوان اب بخوری چه برسه پای منقل بشینی؟
۲ ماه پیشمریم
0اینجوری شو نگاه نکن از مخفی خودمون جنس میگیره😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0صابرو هم دعوت کن تا منم بتونم بیام😂😐
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سهراب؟ منفورترین شخصیت رمان
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عه مریم توام😂
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0لعنت بهت🤣🤣
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0مخفی جان دیگه چیا خوردی😂😐واقعا خوردی؟
۲ ماه پیشالمیرا
0مخفی مصرف کننده نیست صادر کننده است🤣. آبروی هرچی مافیا ست برده
۲ ماه پیشبیتا
0اره تو ازش حمایت کن داره میگه مزه نمک میده حس نمیکنی خودشم مصرف کننده است؟🤣🙄
۲ ماه پیشمرد مخفی
0این توی کار ما خیلی عادیه👺
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0بحث از صادرات و واردات گذشته تو کامنتاشونو بخون با مریم ببین چه خبره😂😐من کم کم دارم از بچه ها هم میترسم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
داره ابروی مردمخفی رو میبره🤭😂
۲ ماه پیشمرد مخفی
0مافیا هام بعضی اوقات مصرف کننده هستند دیگه🗿مرامی می زنیم به رگ😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب
۲ ماه پیشالمیرا
0به همون دلیلی که نوشیدنی و خورد. کنجکاو و خنگه🤣
۲ ماه پیشمرد مخفی
0نوشیدنی گفتی یاد اون قهوه با دارچین افتادم یکبار از سر کنجکاوی خوردم تا چهار روز تو توالت بودم😂😂
۲ ماه پیشمریم
0حالا همه چی رو امتحان نکن به فنا میری ها😂😂هرچی میگیم مزه شو میگی😂
۲ ماه پیشمرد مخفی
0اینا همش حاصل یه عمر تجربه ست😂
۲ ماه پیشمریم
0نه تو دیگه خیلی خطری هستی😂😂
۲ ماه پیشحنانه
0از تو مشکوک تراین مردمخفی کامنت هاست
۲ ماه پیشمریم
0من چرا😂😂ولی اون اره🤨🤨
۲ ماه پیشمریم
0استرس اینو گرفتم که اردوان وقتی بفهمه نویان مواد خورده با دلوین چیکار میکنه چون باید نویان بره بیمارستان وگرنه سنکوب میکنه😂😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0ببین بذار من برات توضیح بدم یکی از اون نعره های ترسناکش میزنه(کامل قیافشو تجسم کن ببین چه قدر ترسناک میشه😂) بعد به مورفی میگه سگ عزیزم بیا شام امشبت اماده است بعد دلوینو با همون ساطوری که توی اشپزخونه داره تیکه تیکه میکنه به مورفی میده بخوره
۲ ماه پیشمریم
0مورفی هم میگه اخجون دلوین پلو😂😂
۲ ماه پیشبیتا
1این خیلی خوب بود🤣👍
۲ ماه پیشمریم
0هر کی ضرر کنه مورفی سود میکنه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
مورفی خوشبخت😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشحنانه
0ولی من دارم به این فکر میکنم که اگه نویان چیزیش بشه و مهبد هم اونجاست اون چی کار میکنه و نگران رابطه بین اردوان و مهبدم🥺😭
۲ ماه پیشمریم
0نه نگران نباش اونجا که داشتن از شهرام حرف میکشیدن باهم قهر نبودن
۲ ماه پیشحنانه
0تا اون پارت قطعا هزار جور کلاه میچرخه
۲ ماه پیشمریم
0فک نکنم بین اردوان و مهبد سر دلوین شکراب بشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیششکیلا
0باور کن بهش فکر میکنم خودمم هول میشم😂😂😐
۲ ماه پیشمریم
0اردوان میگه:خدا برسه به دادت بلایی سرت بیارم اسمت بره از یادت😂😂
۲ ماه پیشالمیرا
0وای وای این آهنگه.🤣🤣انگار واسه دلوین و آدم های دورش ساختنش
۲ ماه پیشمریم
0اره دقیقا 😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂😂💔
۲ ماه پیشمریم
0دلوین و اردوان مثل این خواهر برادر ها میپرن بهم😂😂
۲ ماه پیشحنانه
0اره😂تازه اون وسطا دلوین بدبخت انتظار داشت اردوان بیاد بغلش کنه بگه چرا دیر کردی عسلم؟( مهبد: بازی نکن با روحیه ام من ادم ارومیم(
۲ ماه پیشمریم
0دلوین عزیزم،خیلی دوس داشت اردوان بغلش کنه🥺🥺
۲ ماه پیشحنانه
0اردوان بی احساس هم گفت الان چنان بغلت میکنم صدای استخوناتو بشنوی😂🥺
۲ ماه پیشمریم
0اردوان بی احساس
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0خیلی دلم براش سوخت واقعا سخته توی شرایط دلوین باشی
۲ ماه پیشمریم
0اره خیلی تنهاس،سپرشم بی خیالی و شیطنته🙃
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0من پارت های اول به کسایی که نسبت به شیطنت های دلوین گارد داشتن همیشه میگفتم تنهاترین و غمگین ترین ادمها تا این حد شیطون و بلا هستن :(
۲ ماه پیشمریم
0کاملا درست میگی ، من دوس دارم بعضی وقتا غرورشو حفظ کنه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره طفلک🥺
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0تیرانوزوروس پاستیل خور🤣بعد من همزمان قیافه و هیبت اردوانو تجسم میکردم دیگه بیشتر به فنا میرفتم🤣
۲ ماه پیشمریم
0اونجا که گفت داعشی،طالبان من ترکیدم 😂😂 بیچاره اردوان
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
1هیتلر.. نازی 🤣🤣
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همه جور اسمی بهش چسبوند😂
۲ ماه پیشحنانه
0درضمن دوستان عزیز من که میگم هر کار کنیم کیانا ضایه مون میکنه😂😂لعنتی پارت قبلی با کلی سند و مدرک ۱۰۰ تا کامنت گذاشتیم که اون مرد مهبد بوده کاشف به عمل اومد مهبد خان با اردوان اقا بوده😂😐به خدا که من رد دادم
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0قبلا بزرگوار چند پارت بعد نقشه هامونو نقش بر اب میکرد این بار دقیق پارت بعد کل تحلیل هامونو کرد کشک😂💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂😂
۲ ماه پیشالینا
0دلم برای یگانه المیرا مریم کتی میسوزه پارت قبلی خیلی خیلی از جونو دل مایه گذاشتن برای تحلیل😂😂
۲ ماه پیشمریم
0ولی من نگفتم اون که از ماشین پیاده شد مهبد بود😂😂
۲ ماه پیشحنانه
0منو یگانه و سارا و کتی فکر کنم و الینا و چند نفر دیگه که یادمون نمیاد نظرمون رو این بود که مهبده منظقی هم بود چون مهبد دنبال معامله و.. است
۲ ماه پیشمریم
0ولی هیچ کجای رمان نیومده اردوان و مهبد از نظر اندامی شبیه هم باشن
۲ ماه پیشحنانه
1اره خب ولی حدسیه که داریم میزنیم
۲ ماه پیششایسته
1منم همینو پارت قبلی گفتم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا
۲ ماه پیشالینا
1نه کلی گفتم لزوما برای مهبد نبود
۲ ماه پیشالمیرا
0من نگفتم اونی که تو ماشین بود مهبد بود😭. من فکر میکردم اردوان بوده که زود برگشته خونه یا رادان بوده که به دلوین دروع گفته یا نفر سوم(بیشتر رو نفر سوم بودم). بیخودی داریم تحلیل میکنیم خدایی😂🤣
۲ ماه پیشحنانه
0در ناامیدی بسی امید است😂👍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂نه بیخود نیست خیالت راحت
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اختیار داری این چه حرفیه
۲ ماه پیشحنانه
0بچه ها میگم من یه بار دیگه اون قسمتی که اردوان توضیح میداد کجاستو خوتدم حتی تو پیوی برای کیانا هم گفتم فعلا سین نزده ببینید اردوان اولش گفت شرکت بودم بعد گفت رسیدم دم خونه یه پسره دختررو کوبید ب ماشینم🤔بازم نگفت قبلش کجا بود🤔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
پیوی رو هنوز نرسیدم سین بزنم عزیزم سین میزنم
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

جیران
1چه لقب های قشنگی دلوین به اردوان نسبت میده🤣واقعا اردوان خیلی صبوره😂