پارت صد و هفتاد و سوم :

مسیری که همیشه طی می کردم دیگه مسیر قبل نبود یه پل صراط آسفالت شده بود که مستقیم ما رو به مرکز شکنجه و بازپرسی یا به قول خودمون دادگاه نظامی خانگی نزدیک تر می ‌کرد.
قشنگ حس می ‌کردم زمین زیر پامون می لرزه و صدای درامز کوبنده اعلام ورود دو متهم فراری در حال پخش شدنه.
و اما در مورد قاضی... هه... فکر نکنم اصلاً نیازی باشه که اسم قاضی رو بیارم.
همه میدونن کیه.
همون کسی که ساعت ۱۲ شب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت البرز در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه البرز
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • جیران

    1

    چه لقب های قشنگی دلوین به اردوان نسبت میده🤣واقعا اردوان خیلی صبوره😂

    ۲ هفته پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    دلوین احمق دلوین احمق…🤦 ♀️🤦 ♀️

    ۲ هفته پیش
  • فریدی

    1

    نویسنده جون عاشق این سبک طنز توی رمانتم فوق العاده است حرف نداری قطعا میشینم همه اثارتو میخونم❤️

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۳ هفته پیش
  • فریدی

    0

    دلوین از اون آدماست که اگه وسط بازجویی بهش بگن ساکت باش، احتمالاً برای دفاع از خودش یه سخنرانی چهل دقیقه ای برگزار می کنه😂💔

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂😍

    ۳ هفته پیش
  • تسنیم

    0

    من عاشق این تضادم که اردوان واقعاً عصبانیه ولی دلوین همچنان تلاش می کنه با شیرین زبونی جای خودشو بخره😂

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂😍

    ۳ هفته پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    سلام سلام ،،دمت گرم کیانای عزیزم با این خلاقیت و چیدمان کلمات به صورت ترس و طنز همزمان 👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻خیلی کیف کردم🥰 چقد دلم برای پسرم با اون قد بالای ماهش تنگ شده بود ،،لاحول ولا،چشم حسود کور، آخی چقد دوست داشتم دلوین عروسم باشه ولی حیف که با اون انتخابش خودشو به فنا داد خلایق هرچه لایق 😂😏

    ۴ هفته پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    وای خدا این دختر فقط دردسر برای پسرم درست می کنه 🤨اصلا عروس *** قاچاقچی به کار ما نمیاد،،خدا به دادت برسه دختر این چه کاری بود کردی هم خودتو و اون نویان بدبخت بیچاره کردی ،،حالا چی میشه ،،واقعاً اینا مغز پفکی هستن کی آخه چیزی که نمیدونه چیه می بره سمت دهنش 🥴

    ۴ هفته پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    بیاین بهتون ثابت شد دارن برای پسرم اردوان خوش قد بالام پاپوش درست می کنن ،،همش زیر سر اون مردک مرد مخفی دوقطبی هستش😡

    ۴ هفته پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    اردوان بهش گفت هر چی میشه بیا به خودم بگو ،،کیه که حرف گوش بده بیا دروغ گفت حالا گندش جلوتر از خودش در میاد پسرم کم خودش گرفتاری داره کم خودش سرش شلوغه کم تو هلدینگش کار داره خوب خدارو خوش میاد اینجوری براش کار درست میکنی😠خدا آتیشت نزنه دلوین 😂

    ۴ هفته پیش
  • ستایش

    0

    داشتم کامنتاتو میخوندم قشنگگ باورم شد که یه مادر شوهری😂😂👌از این مادرشوهرا که فقط پسرشونو میخوان و عروس فقط دختر مردمه😂😂

    ۴ هفته پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    عروس سر براه باشه چرا نخوام،،دلوین یک اعصاب برای پسرم نمیزاره،دست پختم نداره،اخلاقم که قربونش بشم ،*** قاچاقچی،خرابکار،بی فکر ،زبون دراز،ولا من موندم 😁

    ۴ هفته پیش
  • ستایش

    0

    دست پخت که افتضاح🤦 ♀️😂

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دیگه شرمنده عزیزم🤭😂

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    شاید اگه دروغ نمیگفت اردوان میتونست خیلی چیزارو حل کنه

    ۴ هفته پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    2

    فکر کنم خیالت راحت شد که طرف اردوان نبوده😂حس های مادرانه ات اشتباه نمیکنن پسرت بی گناهه😍😎

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂😂

    ۴ هفته پیش
  • مرد مخفی

    0

    چرا همیشه دو سه کلمه ام به من بدبخت میزنی😂😂بقران من به این خوبی یه جا نشستم دارم نون ماستمو میخورم🤧😂🗿

    ۴ هفته پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    چون آتیش ها همیشه از سمت تو بلند میشه 😎

    ۴ هفته پیش
  • مرد مخفی

    0

    من به این مظلومی🤧

    ۴ هفته پیش
  • یلدا

    0

    کلا سعیده هرجور شده یه ضربه هم به تو میزنه😂

    ۴ هفته پیش
  • مرد مخفی

    0

    علاقه خاصی بهم داره😂

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😶😶

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    یه کاریش میکنیم بالاخره😂

    ۴ هفته پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    سعیده دیدی به اردوان چی گفت؟ عشق دیرینه من😂😂💔بعد یهو رفت سر هیتلر و تروریست و تیرانوزوروس پاستیل خور🤣🤣

    ۴ هفته پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    آره سارا جونم ولی دیگه فایده نداره با کارایی که در آینده می کنه🥺

    ۴ هفته پیش
  • حنانه

    0

    والا حق داری سعیده😂😂بیا *** مواد مخدر هم شدن😂برگشته به نویان میگه بهترین کمپو برات میگیرم😂💔

    ۴ هفته پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    خدایی حنانه جون کی عروس *** برای پسرش لقمه میگیره 🧐

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ هفته پیش
  • سپیده

    0

    وای سعیده واقعا مادرشوهر بهت میاد

    ۴ هفته پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    در آینده حتما ان شاءاللّه،از الان دارم تمرین میکنم،،نه من فقط میخام یک مادرشوهر مدرن باشم همین😂

    ۴ هفته پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    سعیده الان این مادرشوهر مدرنی تو؟ والا دقیقا شبیه مادرشوهرای قدیمی😂😂

    ۴ هفته پیش
  • مرد مخفی

    1

    داداش انقدر از اردی تعریف کردی وسطش خوابم برد🗿

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    سلام عزیزم😂چه قدر از دیدن پیامای تو کیف میکنم😂🤍

    ۴ هفته پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    اختیار داری عزیزم منم از این رمان قشنگ معرکت با داستان قشنگش و اون مهارت خاص قشنگی که داری کلمات دورهم میچینی برامون کیف میکنم 😘😘🥰🥰🌺👏🏻👏🏻👏🏻🌼💝مخصوصا با بچه ها خوندن کامنت هاشون جو صمیمی که اینجا هست 🤩❤️

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋خوشحالم که کنارم دارمتون

    ۴ هفته پیش
  • Ana

    0

    یه نفر لطفاً به دلوین بگه وقتی میخوای دروغ بگی، اطلاعات فنی ماشین ارائه نده. ممنون😄

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نه نمیخواست دروغ بگه حواسش نبود ماشین مهبد فکر میکرد نویان ازش پرسیده اون ماشین چیه

    ۴ هفته پیش
  • دنیا

    0

    وای وای دلوین بازم ریذی که 😑😭 نویان باید بره بیمارستان بعد اگه بگن مواد خورده که اردوان درسته جفتشونو آویزون میکنه

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۴ هفته پیش
  • مانیا

    0

    من جای نویان بودم همون پشت دلوین قایم می شدم و حتی اگه اردوان اسمم رو صدا می زد خودمو به نشنیدن می زدم 😂

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ هفته پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    اون لحظه که اردوان در رو باز کرد من منتظر بودم دلوین یه چیزی بگه، ولی مغزش رسماً خاموش شد. این دختر فقط در شرایطی که نباید حرف بزنه، نابغه میشه 😂😐

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۴ هفته پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    2

    سلام به دوستای عزیزم که یه بارم ندیدمتون اما حسابیی بهتون وابسته شدم❤️فقط یه سؤال: نویان عزیزم، چراا خوردیش؟ 😭😭

    ۴ هفته پیش
  • حنانه

    0

    سلام عسل من🫂خوش اومدی هیچی نگران نباش گند زدن باز😂دلوین هم راهکار داد گفت بهترین کمپ برات نیگیرم😂💔

    ۴ هفته پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    سلام به روی ماهت سیسی🥹وای اره😂اردوان صداش زد از سر راه مهبد کنار بره برگشت گفت جانم اردوان؟😂اردوانم خیلی شیک گفت جانمو کوفت بیا اینور😂

    ۴ هفته پیش
  • مرد مخفی

    0

    من خوردم مزه نمک میداد🗿

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    تلخه چه نمکی😐

    ۴ هفته پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    وا چه قدر ترسناک شدین شما چرا باید مزه یه همچی چیزایی رو بدونید

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    وای مصرف نکردم که 😂😂

    ۴ هفته پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    عه مریم تودیگه چرا😐

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    مصرف نکردم اطلاعات عمومی دارم ازش😂😂

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ماشالله اطلاعات عمومی زیادی هم داری😅

    ۴ هفته پیش
  • مرد مخفی

    0

    بستگی داره چه نوعی خورده باشی🗿ولی بعضیاشون مزه شیرین داره ( اگه منظورت همون نوشیدنی ) 🤨

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    بعضی هاشونم شورن😂😂

    ۴ هفته پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    از خوندن کامنتاتون قیفم شبیه پوگکر شده😐

    ۴ هفته پیش
  • مرد مخفی

    0

    مواد فقط تریاک و شیره و گل😂مابقی واسه بچه هاست🗿

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    مخفی کی بشینیم سر منقل؟😂😂

    ۴ هفته پیش
  • مرد مخفی

    0

    بیا همین الان بساط منقل بچینیم بزار یه زنگم به سهراب بزنم بیاد 😂🗿

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    سهراب اخه😑 به البرزی، نیکولو چیزی بگو😂😂

    ۴ هفته پیش
  • مرد مخفی

    0

    نه دیگه به سهراب میگیم بیاد بهش مواد زیاد میدیم اوردوز کنه بمیره🗿

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    آآ این خوبه 😂😂🤤🤤

    ۴ هفته پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    نیکولو؟ واقعا جرات داری اصلا با نیکولو بشینی یه لیوان اب بخوری چه برسه پای منقل بشینی؟

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    اینجوری شو نگاه نکن از مخفی خودمون جنس میگیره😂😂

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۴ هفته پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    صابرو هم دعوت کن تا منم بتونم بیام😂😐

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    سهراب؟ منفورترین شخصیت رمان

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عه مریم توام😂

    ۴ هفته پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    لعنت بهت🤣🤣

    ۴ هفته پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    مخفی جان دیگه چیا خوردی😂😐واقعا خوردی؟

    ۴ هفته پیش
  • المیرا

    0

    مخفی مصرف کننده نیست صادر کننده است🤣. آبروی هرچی مافیا ست برده

    ۴ هفته پیش
  • بیتا

    0

    اره تو ازش حمایت کن داره میگه مزه نمک میده حس نمیکنی خودشم مصرف کننده است؟🤣🙄

    ۴ هفته پیش
  • مرد مخفی

    0

    این توی کار ما خیلی عادیه👺

    ۴ هفته پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    بحث از صادرات و واردات گذشته تو کامنتاشونو بخون با مریم ببین چه خبره😂😐من کم کم دارم از بچه ها هم میترسم

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    داره ابروی مردمخفی رو میبره🤭😂

    ۴ هفته پیش
  • مرد مخفی

    0

    مافیا هام بعضی اوقات مصرف کننده هستند دیگه🗿مرامی می زنیم به رگ😂

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب

    ۴ هفته پیش
  • المیرا

    0

    به همون دلیلی که نوشیدنی و خورد. کنجکاو و خنگه🤣

    ۴ هفته پیش
  • مرد مخفی

    0

    نوشیدنی گفتی یاد اون قهوه با دارچین افتادم یکبار از سر کنجکاوی خوردم تا چهار روز تو توالت بودم😂😂

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    حالا همه چی رو امتحان نکن به فنا میری ها😂😂هرچی میگیم مزه شو میگی😂

    ۴ هفته پیش
  • مرد مخفی

    0

    اینا همش حاصل یه عمر تجربه ست😂

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    نه تو دیگه خیلی خطری هستی😂😂

    ۴ هفته پیش
  • حنانه

    0

    از تو مشکوک تراین مردمخفی کامنت هاست

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    من چرا😂😂ولی اون اره🤨🤨

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    استرس اینو گرفتم که اردوان وقتی بفهمه نویان مواد خورده با دلوین چیکار میکنه چون باید نویان بره بیمارستان وگرنه سنکوب میکنه😂😂

    ۴ هفته پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    ببین بذار من برات توضیح بدم یکی از اون نعره های ترسناکش میزنه(کامل قیافشو تجسم کن ببین چه قدر ترسناک میشه😂) بعد به مورفی میگه سگ عزیزم بیا شام امشبت اماده است بعد دلوینو با همون ساطوری که توی اشپزخونه داره تیکه تیکه میکنه به مورفی میده بخوره

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    مورفی هم میگه اخجون دلوین پلو😂😂

    ۴ هفته پیش
  • بیتا

    1

    این خیلی خوب بود🤣👍

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    هر کی ضرر کنه مورفی سود میکنه

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    مورفی خوشبخت😂

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ هفته پیش
  • حنانه

    0

    ولی من دارم به این فکر میکنم که اگه نویان چیزیش بشه و مهبد هم اونجاست اون چی کار میکنه و نگران رابطه بین اردوان و مهبدم🥺😭

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    نه نگران نباش اونجا که داشتن از شهرام حرف میکشیدن باهم قهر نبودن

    ۴ هفته پیش
  • حنانه

    0

    تا اون پارت قطعا هزار جور کلاه میچرخه

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    فک نکنم بین اردوان و مهبد سر دلوین شکراب بشه

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۴ هفته پیش
  • شکیلا

    0

    باور کن بهش فکر میکنم خودمم هول میشم😂😂😐

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    اردوان میگه:خدا برسه به دادت بلایی سرت بیارم اسمت بره از یادت😂😂

    ۴ هفته پیش
  • المیرا

    0

    وای وای این آهنگه.🤣🤣انگار واسه دلوین و آدم های دورش ساختنش

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    اره دقیقا 😂😂

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂😂💔

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    دلوین و اردوان مثل این خواهر برادر ها میپرن بهم😂😂

    ۴ هفته پیش
  • حنانه

    0

    اره😂تازه اون وسطا دلوین بدبخت انتظار داشت اردوان بیاد بغلش کنه بگه چرا دیر کردی عسلم؟( مهبد: بازی نکن با روحیه ام من ادم ارومیم(

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    دلوین عزیزم،خیلی دوس داشت اردوان بغلش کنه🥺🥺

    ۴ هفته پیش
  • حنانه

    0

    اردوان بی احساس هم گفت الان چنان بغلت میکنم صدای استخوناتو بشنوی😂🥺

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    اردوان بی احساس

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ هفته پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    خیلی دلم براش سوخت واقعا سخته توی شرایط دلوین باشی

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    اره خیلی تنهاس،سپرشم بی خیالی و شیطنته🙃

    ۴ هفته پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    من پارت های اول به کسایی که نسبت به شیطنت های دلوین گارد داشتن همیشه میگفتم تنهاترین و غمگین ترین ادمها تا این حد شیطون و بلا هستن :(

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    کاملا درست میگی ، من دوس دارم بعضی وقتا غرورشو حفظ کنه

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠👌

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره طفلک🥺

    ۴ هفته پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    تیرانوزوروس پاستیل خور🤣بعد من همزمان قیافه و هیبت اردوانو تجسم میکردم دیگه بیشتر به فنا میرفتم🤣

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    اونجا که گفت داعشی،طالبان من ترکیدم 😂😂 بیچاره اردوان

    ۴ هفته پیش
  • فائزه(زن صابر)

    1

    هیتلر.. نازی 🤣🤣

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همه جور اسمی بهش چسبوند😂

    ۴ هفته پیش
  • حنانه

    0

    درضمن دوستان عزیز من که میگم هر کار کنیم کیانا ضایه مون میکنه😂😂لعنتی پارت قبلی با کلی سند و مدرک ۱۰۰ تا کامنت گذاشتیم که اون مرد مهبد بوده کاشف به عمل اومد مهبد خان با اردوان اقا بوده😂😐به خدا که من رد دادم

    ۴ هفته پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    قبلا بزرگوار چند پارت بعد نقشه هامونو نقش بر اب میکرد این بار دقیق پارت بعد کل تحلیل هامونو کرد کشک😂💔

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂😂

    ۴ هفته پیش
  • الینا

    0

    دلم برای یگانه المیرا مریم کتی میسوزه پارت قبلی خیلی خیلی از جونو دل مایه گذاشتن برای تحلیل😂😂

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    ولی من نگفتم اون که از ماشین پیاده شد مهبد بود😂😂

    ۴ هفته پیش
  • حنانه

    0

    منو یگانه و سارا و کتی فکر کنم و الینا و چند نفر دیگه که یادمون نمیاد نظرمون رو این بود که مهبده منظقی هم بود چون مهبد دنبال معامله و.. است

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    ولی هیچ کجای رمان نیومده اردوان و مهبد از نظر اندامی شبیه هم باشن

    ۴ هفته پیش
  • حنانه

    1

    اره خب ولی حدسیه که داریم میزنیم

    ۴ هفته پیش
  • شایسته

    1

    منم همینو پارت قبلی گفتم

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۴ هفته پیش
  • الینا

    1

    نه کلی گفتم لزوما برای مهبد نبود

    ۴ هفته پیش
  • المیرا

    0

    من نگفتم اونی که تو ماشین بود مهبد بود😭. من فکر میکردم اردوان بوده که زود برگشته خونه یا رادان بوده که به دلوین دروع گفته یا نفر سوم(بیشتر رو نفر سوم بودم). بیخودی داریم تحلیل میکنیم خدایی😂🤣

    ۴ هفته پیش
  • حنانه

    0

    در ناامیدی بسی امید است😂👍

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂نه بیخود نیست خیالت راحت

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اختیار داری این چه حرفیه

    ۴ هفته پیش
  • حنانه

    0

    بچه ها میگم من یه بار دیگه اون قسمتی که اردوان توضیح میداد کجاستو خوتدم حتی تو پیوی برای کیانا هم گفتم فعلا سین نزده ببینید اردوان اولش گفت شرکت بودم بعد گفت رسیدم دم خونه یه پسره دختررو کوبید ب ماشینم🤔بازم نگفت قبلش کجا بود🤔

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پیوی رو هنوز نرسیدم سین بزنم عزیزم سین میزنم

    ۴ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️