پارت هفتاد :

تا وقتی آسانسور پایین رفت، جلوی آیینه سلام کرد، لبخند زد، خندید و رو برگرداند و دوباره نگاه انداخت. می‌خواست ببیند در حالت‌های مختلف صورتش چطور می‌شود.
در وروردی را گشود و خارج شد. کوبار را دید که دست در جیب شلوارش کرده و به دیوار ساختمان روبه‌رویی تکیه داده بود.
با دیدن یکدیگر لبخند زدند و همزمان گفتند: سلام!
کوبار تکیه از دیوار گرفت و نیلی هم به سمتش قدم برداشت تا این‌که در

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت هستی در رمان کبره هستی
تصویر شخصیت هیوا در رمان کبره هیوا
تصویر شخصیت دلنواز در رمان کبره دلنواز
تصویر شخصیت رایان در رمان کبره رایان
تصویر شخصیت آکهیرو در رمان کبره آکهیرو
تصویر شخصیت دیانا در رمان کبره دیانا
تصویر شخصیت سهیل در رمان کبره سهیل
آخرین نظرات ارسال شده
  • زری

    0

    به به یه عروسی افتادیم🥹🥹

    ۲ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    یکم زود پیش نمیری؟ 😂

    ۲ ماه پیش
  • رضوانه

    0

    واو 😯 بوس اولشون مبارکشون باشه😘🥰😍💕

    ۲ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    😁🤍

    ۲ ماه پیش
  • افسون

    0

    عزیزم چقدر عاری بود جمله هایی که نوشتی حس بودن کنار یک نفر که همیشه همه جا دلتنگشی و فقط اون میتونه تو رو بفهمه و آروم کنه آخی دلم رفت مرسی گلم😊

    ۲ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    قربونت برم خوشحالم که خوشت اومده🤍

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    والا من از دلنواز خوشم میاد😁😁 واه واه سهیل چکارا می کنه برو بشین سفالگریت رو بکن😂😂

    ۲ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    دلنواز نیست ولی فنش هست، من جای سهیل معذرت میخوام😂🤍

    ۲ ماه پیش
  • رزا

    2

    عشق کوبار سراسر از آرامشه عشقش واقعی ودلنشین البته نویسنده به خوبی توصیف کرده دست مریزاد عزیزم قلمتدمانا

    ۲ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    عزیز دلمممم خیلی لطف داری به من، خوشحالم که خوشت اومده🥹🤍

    ۲ ماه پیش
  • سعادت

    0

    واو چه خبره ..

    ۲ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • Z.k

    1

    وای چقدر جنس عشق بازی کوبار رو دوست دارم یه منش و وآقای خاصی داره 🥰🥰

    ۲ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    این دقیقا اون نظریه که دلم می خواست راجع به کوبار داشته باشین مرسییییی🥹😭🤍

    ۲ ماه پیش
  • مامان عسل

    0

    ای جانم عشق نیلی و کوبار ، اینا چرا اسم واقعی شونو به هم نمیگن ..عالی بود صالحه جون لذت بردم ..فقط دلنواز بین شون فاصله نندازه 🤗

    ۲ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    به موقعش اسم واقعی‌شون رو هم می‌گن به هم عجله نکنید😁 خوشحالم که خوشت اومده جانا🤍 نه بابا دلنواز بنده خدا همچین آدمی نیست

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️