پارت صد و پنجاه و نهم :

در همین خانه خشاتریا و اتاقی که در آن اقامت داشتم، ایستاده بودم. اتاقم به شکلی عجیب کش آمده و دراز شده بود. فضای اتاق نیمه تاریک و شبیه به غروب خورشید درآمده بود. نگاهی به اطراف و پشت سرم انداختم. پشت سرم تاریک و تیره‌تر از پیش رویم بود و هیچ چیز را در آن قسمت نمی‌توانستم ببینم. همینکه سرچرخاندم، پیکر خودم را در مقابلم دیدم. فورا فهمیدم که او خالق است و ترسی در دلم رخنه کرد. نگاهش خشمگین و

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Kosar

    1

    عالی بود سعیده جون دست مریزاد فقط یه سوال ادامه دامنه و هوم رو از کی شروع میکنین؟

    ۲ هفته پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم❤️ جواب دادن به این سوال خیلی برام سخته. دیگه از ناامید شدن خسته شدم‌ و قصد دارم بعد از تموم شدن ماسیس، رمان نوشتن رو برای همیشه کنار بذارم. نمیدونم معلوم نیست شاید هم بعدها نظرم عوض شد و دوباره به همین صورت ادامه دادم.

    ۲ هفته پیش
  • Kosar

    4

    نگو اینجوری تروخدا سعیده جون ما به شدت منتظر ادامه درمنه و هوم هستیم نکن اینجوری با ما😭😭

    ۲ هفته پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۲ هفته پیش
  • پرنیا

    2

    منم یه جورایی کلا میخواستم دنیای رمان رو حذف کنم و حتی دیگه نخونم ولی منتظر چمروش هستم🥺🥺

    ۲ هفته پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۲ هفته پیش
  • رستا

    3

    خانم نعیمی من فقط به خاطر ماسیس و چمروش میام دنیای رمان ،خواهش میکنم این فضارو از ما نگیر ،نزدیک به ده بار من چمروشو خوتدم و منتظرم خواهش با یه مکث کوتاه بقیه چمروشو به دخترای این هدیه بده ممنونم از زحماتت و این قلم خوبت

    ۲ هفته پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۲ هفته پیش
  • Asma

    1

    خطاب به شما خانم نعیمی عزیز باید بگم ما از برنامه ها و تصمیات شما اطلاعی نداریم و به طبع شما بهتر از همه صلاح و راحتی خودتون رو می دونید اما اگه ارزشی داره باید بگم از نظر من و خیلی از دوستان که خواننده آثار شما بودیم، نویسندگی شما زیبا، خلاقانه ،آگاهانه و روح نواز بوده

    ۲ هفته پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۲ هفته پیش
  • فریده

    1

    چرا به اون شیطان می گن خالق؟! چرا تو خوابش لبخند زد؟؟ مشکوکه! حس می کنم این ازدواج هم ماسیس رو نجات نمیده

    ۳ هفته پیش
  • پرنیا

    1

    فقط ذوقی که برای همدیگه دارن 🥰🥰☺️☺️

    ۳ هفته پیش
  • پرنیا

    0

    خالق خیر ندیده با ازدواجش مخالفه که داره اینجوری اذیتش میکنه 😕

    ۳ هفته پیش
  • پرنیا

    0

    ای خدا این دختر چقد کم شانسه آخه 🥺🥺

    ۳ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️