پارت پنجم :

اگر مانع نمی‌شد می‌رفتم و تو آغوشم می‌گرفتمش، دستش رو قفل دستم می‌کردم و سرش رو روی شونم می‌ذاشتم تا تو آغوش خودم اشک بریزه و منم غم‌خوارش بشم.

خودم اشک‌هاش رو پاک کنم و براش قوی ترین مسکن بشم.

همون‌طور که اون برای همه‌ی رنج های من تسکین ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!