خود دیگرم به قلم آرزو شریفی
پارت چهل و هفتم :
چقدر کیوان با علی فرق داشت. چقدر بلد بود چیزی که در ذهن یا دلش بود را مستقیم بیان کند. از این کارش خوشم آمد. با سوال دوباره کیوان به خودم آمدم
- شوهر بدیام؟
- نه... بحث این نیست کیوان... من واقعاً شوکه بودم بعدشم مادر بودن با پدر بودن خیلی فرقشه، تو شغلتا از دست نمیدی، تو هیکلت بهم نمیریزه، هورمونات بهم نمیریزه، هزاتا چیز دیگه... بعدشم من نگفتم نمیخوام مادر باشم فقط من میدونم که ۹۹ درصد

لطفا صبر کنید...

الهام
0من حوصلم سر رفت یکبار دیگه از اول خوندمش 🙃کاش تموم بشه دوباره از اول بخونم اینجوری خیلی ادم میره تو داستان