طعم گس انتقام به قلم رویا یزدانپور
پارت بیست و نهم :
منتظر بودم که موافقت خود را اعلام کند که با بلند شدن اش من هم از جایم بلند شدم. لب زیرینم را از داخل به دندان گرفته بودم. اگر قبول نمیکرد باید چه میکردم؟ من به بیرون رفتن و گشتن در این کاخ نیاز داشتم تا راهی برای دست یافتن به حقیقت پیدا کنم.
بدون هیچ حرفی، تنها نگاه اش را از چشمانم گرفت و به سمت اتاق اش قدم برداشت. خیره به او قدم های برداشته اش را میشمردم که دستگیره ی در اتاق اش را به دست گØ
لطفا صبر کنید...
