طعم گس انتقام به قلم رویا یزدانپور
پارت سی :
فصل چهارم
ده روز از آمدنم به این عمارت گذشته بود و میانه های ماه مرداد بود. هنوز هیچ چیز دستگیرم نشده بود و همه چیز به حدی در پس پرده ی احتیاط میگذشت که راهی برای نفوذ نمیگذاشت. همه ی مستخدمین در همه جای عمارت پراکنده بودند. در ساعات مختلف در همه ی طبقه ها هرکس کاری انجام میداد و راه نفوذی نبود.
کلافه از شرایط موجود و ناامید از اینکه به سرسوزنی از اطلاعاتی که میخواستم نرسیده بودم وا
لطفا صبر کنید...
