پارت چهارده :

در آن‌طرفِ خط، مسعود شوکه و نگران به آخرین حرفِ شاهرخ فکر می‌کرد. تا حدودی می‌دانست پسرکِ زخم‌خورده چه نیتی پشتِ این خواسته‌اش دارد و همین، بیشتر از هر چیز نگرانش می‌کرد.
شاهرخ هم مانندِ ماهور، آن خاطراتِ تلخ را فراموش نکرده بود. هرچند ماهور توانسته بود در مقابلِ اتفاقاتِ گذشته مقاومت کند و چیزی به روی خودش نیاورد، اما شاهرخ... حرف‌هایش مفهومی جز تلافی و انتقام نداشت.
مسعود خ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰ دقیقه پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!