پارت هجده :

با این سوال رابرت هر سه سرشان را به نشانه‌ی خیر تکان دادند. رابرت نفس آسوده‌ای کشید؛ زیر لب خوبه‌ای گفت و در خوابگاه عظیم را گشود‌. دیگران نیز دنبال‌اش راه افتادند و به داخل خوابگاه گام برداشتند. کارولین گوشه‌ای از خوابگاه نشسته بود و از اضطراب ناخن‌های بیچاره‌اش را می‌جوید‌. آنا نیز با چهره‌ای پر از طعنه به او نظر می‌انداخت؛ طوری که کارولین به این اندیشه می‌کرد که باید دار فانی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Aylar

    0

    الان با دوره ی اول اکشن بازی شروع میشه مگه نه ؟ وایی چقدر منتظر این لحظه بودم مرسیی نویسنده ی عزیز🌷💞

    ۴ ساعت پیش
  • Aylar

    0

    دختر بچه کارولیناست و شاید هم مرد نقاب دار رابرت باشه ؟نکنه دختر بی پدر و مادر به کاترین اشاره میکرد خیلی کنجکاو شدم

    ۴ ساعت پیش
  • Aylar

    0

    پارت زیبایی بود دستت درد نکنه

    ۴ ساعت پیش
کپی شد!