هفتتیری به نام قلم به قلم آیناز تابش
پارت هجده :
با این سوال رابرت هر سه سرشان را به نشانهی خیر تکان دادند. رابرت نفس آسودهای کشید؛ زیر لب خوبهای گفت و در خوابگاه عظیم را گشود. دیگران نیز دنبالاش راه افتادند و به داخل خوابگاه گام برداشتند. کارولین گوشهای از خوابگاه نشسته بود و از اضطراب ناخنهای بیچارهاش را میجوید. آنا نیز با چهرهای پر از طعنه به او نظر میانداخت؛ طوری که کارولین به این اندیشه میکرد که باید دار فانی
لطفا صبر کنید...

Aylar
0الان با دوره ی اول اکشن بازی شروع میشه مگه نه ؟ وایی چقدر منتظر این لحظه بودم مرسیی نویسنده ی عزیز🌷💞