پارت چهل و دوم :
بعد از اندکی تامل و تفکر، لب روی هم فشرد و گفت:
_ بنده چنین جسارتی به هیچکس نمی کنم. گفتم حواستون به برادرتون باشه چون ممکنه اخلاق و روحیات رفیق، روی شخصیت فردی خود آدم هم تاثیر بذاره.همین.
خوب و بد بودن احمدآقا به ما ربطی نداره.
سکوت کوتاهی بینمان حکم فرما شد چرا که دیگر امید با رفتار هایش، هیچ حرفی برای گفتن باقی نگذاشته بود. کاش حداقل حالا به خاطر عشقی که به آمنه در سین
لطفا صبر کنید...
