هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت نود و چهارم :
هلگورد یک پایش را دراز کرد و دستش را روی زانوی پای دیگرش گذاشت و به دریاچه خیره شد.
ـ من زیاد آدم مذهبی نیستم. راستش رو بخوای اهل نماز و این داستانها هم نیستم. ولی خب یه اعتقاد کلیدی دارم، اون هم اینه که زندگی هر آدمی تحتتأثیر دو تا عامله. یکیش خدا و یکی هم خودش. نصفِ بیشتر کارهایی که میکنیم و بلاهایی که سرمون میآد یا اتفاقهای خوبی که میافته بهخاطر عملکرد خودمونه توی زن
لطفا صبر کنید...
