پارت نود و سوم :

هلگورد مثل معلمی که می‌خواهد دانسته‌های شاگردش را محک بزند کَجَکی نگاهش کرد و پرسید: حتی اگر اتفاقاتی بیفته که به اعتقاداتت شک کنی؟
ـ نمی‌دونم این خصلت خوبیه یا بد، اما من به همین راحتی‌ها عقایدم عوض نمی‌شه. جوری بار اومدم خیلی راحت به خودم شک نکنم.
ـ من هم دقیقاً مثل تو بودم. اما گاهی زندگی عقایدت رو زیرورو می‌کنه.

ـ خیلی مسخره‌ست اگه فکر کنی یه مشت کاغذ و چند تا حروف بی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Nana

    0

    حالم به هم میخوره از زلدا و شوهر عوضیش

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️