پارت چهل :

الناز درجواب او شانه بالا انداخت. گیلدا قبل از اینکه همایونی به‌خاطر راه دادن یک غریبه به مزون او را هم از یکی از آن رگال‌ها آویزان کند، به‌سرعت جواب داد:
-خانم! می‌گن که نامزدتون هستن.

و طوری ملتمسانه به آرمین نگاه کرد که انگار می‌خواست به او بگوید: «تو رو خدا نامزدش باش، وگرنه اگر دروغ گفته باشی، علاوه بر تو منم بدبختم».

آرمین نمی‌توانست خنده‌اش را جمع کند. بیخود و

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • طوفان

    1

    ارزوو خونت حلال دختر بخدا اینقدر خندیدم که مامانم با دمپای زد توسرمم😅😅😂😂

    ۲ هفته پیش
  • نیلوفر ابی

    0

    🤣🤣عالی بود ممنون خسته نباشید از آرمین خوشم میاد

    ۲ هفته پیش
  • ریحا

    2

    یکی عین آرمین برای بنده پیدا کنید ممنون

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    پیدا کردم شریکی باشه؟🤩

    ۲ هفته پیش
  • ریحا

    1

    نه نه آقا آرمین یه دونه باشه

    ۲ هفته پیش
  • Zeynab

    2

    فکر کن آرمین با این ریش و پشم لباس عروس بپوشه ژست بگیره😂😂

    ۲ هفته پیش
  • صدف

    5

    ترکه انار چه جذبه ای داره

    ۲ هفته پیش
  • صبا

    2

    وایسه.اشتباه تایپ شد

    ۲ هفته پیش
  • صبا

    4

    فکرکنینن آرمین با لباس عروس پشت ویترین پایین😂😂

    ۲ هفته پیش
  • مارال

    6

    این ناتاشارو بیخیال من عاشق آرمین شدم بدینش به من😅

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    اگه از ناتاشا نمیترسی بردار ببر🤣🤣

    ۲ هفته پیش
  • رزا

    4

    چقدر این آرمین گو گولیه کل کل بینشون را دوست دارم زیبا نوشتی قلمت مانا گل خانم

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    بوسسس

    ۲ هفته پیش
  • اکرم بانو

    4

    عاشق ضرب المثل هاو اصطلاحاتیم که به کار میبرین

    ۲ هفته پیش
  • مامان عسل

    5

    ای خدا آرمین خان تو با این زبونت ناتاشا رو زیر و رو کردی آفرین پسر خوب هیکلت برای مانکن خوبه 🤣 عالی بود آرزو جان عزیز ..آدم انرژی میگیره با خواندن رمانت 🥰

    ۲ هفته پیش
  • 🦢آواز قو🦢(زن اردوان)

    5

    (مثل مانکن اباس عروس تنت کنم بذارمت ویترین )واایی🤣🤣

    ۲ هفته پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    تهدیداشو جدی بگیرین💀🤣

    ۲ هفته پیش
  • هناسه

    4

    جدی بگیریم یعنی جدی جدی لباس عروس تنش کنه؟😆😆فکر کن ریش و سیبیل رو هم مدل دار زده باشه.وایی دلم درد گرفت از خنده

    ۲ هفته پیش
  • میم

    5

    فکر کنم تهدیدشو جدی گرفت،آخه لباسارو نگاه کرد ببینه کدوم بیشتر بهش میاد با اون همه پشم 🤣🙏🏻

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️