این رابطه باگ دارد به قلم ویدا چراغیان
پارت بیست و پنجم :
- این روزا خیلی تنهام دلم یه همصحبت میخواد. یه نفر که درکم کنه.
نزدیک هایپرمارکت، کنار دکه ی گلفروشی ایستاد و نفسش را با حرص بیرون داد. بعد بلافاصله تایپ کرد:
- احتمالا مدتیست این حس رو با خودت حمل میکنی.خیلی وقتها مشکل فقط تنها بودن نیست. بلکه ادم گاهی احساس میکنه کسی نیست که بدون قضاوت به حرفات گوش کنه. اگه دوست داشته باشی من میتونم به حرفات گوش کنم و هم صحبتت باشم. فقط بهم بگو این ر
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

ویدا چراغیان | نویسنده رمان
خودشم نمیدونه چشه پسرمون☺️
۲ هفته پیششادان
0آخ که چقد خوب جواب شو داد.. 😇😇
۳ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
لااقل یه کم دلش خنک شد😁
۳ هفته پیششادان
0جدی این ظلم نیست؟ با کلی ذوق و شوق میخوای بخونی چی نوشت بعد ادامه اش رفت شنبه ..😶 🌫️😶 🌫️😶 🌫️
۳ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
باشه به انتهای پارت اضافه شد برو بخونش 🥰🌺
۳ هفته پیششادان
0واای مرسیی.. اصلا باورتون نمیشه چقد خوشحاال شدم 🥰🥰
۳ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
گوارای جان 🥰❤️
۳ هفته پیششادان
0عه چجوری دلتون اومد پیام آرین رو نذارید..🙄🙄
۳ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
😂😂
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

تمنا
0آخ آخ. یعنی الان آرین نسبت به دنیا حساس شد 😂😉عصبانی نشو پسر جان ..تو هلنا رو داری ..