پارت بیست و چهارم :

- انشالا خانواده ها که در جریانن؟...
دنیا بزاق دهانش را پر صدا بلعید و برای گفتن جمله ی بعدی سعی کرد چشمش به آرین نیفتد:
- بله... اصلا ... در حضور خودشون عقد شدیم.
- خب خدارو شکر. پس یه شب باس دعوتشون کنیم تا با خانم والده و ابوی هم آشنا بشیم.
همان وقت چیزی توی دل آرین فرو ریخت و دنیا در جا به سکسکه افتاد.
جهرمی کش پیژامه اش را تا زیر سینه بالا کشید و وقتی سمت پله ها برمیگشت میان

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرین در رمان این رابطه باگ دارد آرین
تصویر شخصیت دنیا در رمان این رابطه باگ دارد دنیا
آخرین نظرات ارسال شده
  • محدثه

    0

    رامان خیلی جذابیه پارت هارو زود به زود بزار

    ۳ هفته پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    از شنبه تا سه شنبه هر شب هست دیگه 🥰

    ۳ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️