پارت بیست :

قدم‌هایش آهسته و سنجیده بود؛ انگار پیش از هر حرکت، مسیر را بررسی می‌کرد تا کمترین فشار و تکان به بدنم وارد شود. سرم را نزدیکِ شانه‌اش نگه داشته بودم و انگشتانم لباسش را چنگ زده بودند؛ تنها چیزی که در آن لحظه می‌توانستم به آن تکیه کنم.
چند دقیقه‌ای می‌شد که دیگر صدای شلیک‌ها به گوش نمی‌رسید. جای آن را ؛ صدای سوختنِ چوب‌ها، خش‌خشِ برگ‌ها زیرِ قدم‌های رادوین و گاه صدای مهیبِ درخت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لی لی در رمان پشت این سکوت لی لی
تصویر شخصیت سارا در رمان پشت این سکوت سارا
تصویر شخصیت رادوین در رمان پشت این سکوت رادوین
تصویر شخصیت مروارید در رمان پشت این سکوت مروارید
تصویر شخصیت رامین در رمان پشت این سکوت رامین
تصویر شخصیت الینا در رمان پشت این سکوت الینا
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • دختر صحرا

    2

    وای سارا گیر این دیوونه ها افتاد

    ۵ روز پیش
  • افرا

    1

    به فنا رفت

    ۵ روز پیش
  • مهسا

    1

    کی به فنا رفت🙄😐

    ۳ روز پیش
  • ساناز

    1

    سارا دیگه دوستش

    ۲ روز پیش
  • مهسا

    0

    آهان فهمیدم😌☺

    ۶ ساعت پیش
  • دختر صحرا

    1

    واقعا یک چنین مرد هایی پیدا نمیشه ..گشتم نبود نگرد نیست

    ۵ روز پیش
کپی شد!