پارت نوزده :

دستم را به زمین تکیه دادم تا بلند شوم، اما رادوین پیش از آنکه بتوانم تکان بخورم، دستش را روی شانه‌ام گذاشت و مرا سر جایم نگه داشت:
ـ نمیفهممت دقیقا داری چیکار می‌کنی؟...تو حالت خوب نیست..
نگاهش نکردم. فقط سعی کردم دوباره خودم را از زمین جدا کنم.گفتم:
ـ باید برم.
دستش کمی محکم‌تر روی شانه‌ام نشست.کلافه نفسش را بیرون داد و جواب داد:
ـ نه... تو با این... وضعیت نمی‌تونی هیچ‌جا.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لی لی در رمان پشت این سکوت لی لی
تصویر شخصیت سارا در رمان پشت این سکوت سارا
تصویر شخصیت رادوین در رمان پشت این سکوت رادوین
تصویر شخصیت مروارید در رمان پشت این سکوت مروارید
تصویر شخصیت رامین در رمان پشت این سکوت رامین
تصویر شخصیت الینا در رمان پشت این سکوت الینا
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • رزا

    0

    تا اینجا که عالی بود خدا قوت فاطمه جون 👌💞💝

    ۱ ساعت پیش
  • یاسمن

    2

    دلم یکی مثل رادوین خواست🫠😁 چقدر خوبه این بشر

    ۳ ساعت پیش
کپی شد!