پارت بیست :

قدم‌هایش آهسته و سنجیده بود؛ انگار پیش از هر حرکت، مسیر را بررسی می‌کرد تا کمترین فشار و تکان به بدنم وارد شود. سرم را نزدیکِ شانه‌اش نگه داشته بودم و انگشتانم لباسش را چنگ زده بودند؛ تنها چیزی که در آن لحظه می‌توانستم به آن تکیه کنم.
چند دقیقه‌ای می‌شد که دیگر صدای شلیک‌ها به گوش نمی‌رسید. جای آن را ؛ صدای سوختنِ چوب‌ها، خش‌خشِ برگ‌ها زیرِ قدم‌های رادوین و گاه صدای مهیبِ درخت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لی لی در رمان پشت این سکوت لی لی
تصویر شخصیت سارا در رمان پشت این سکوت سارا
تصویر شخصیت رادوین در رمان پشت این سکوت رادوین
تصویر شخصیت مروارید در رمان پشت این سکوت مروارید
تصویر شخصیت رامین در رمان پشت این سکوت رامین
تصویر شخصیت الینا در رمان پشت این سکوت الینا
آخرین نظرات ارسال شده
  • دختر صحرا

    2

    وای سارا گیر این دیوونه ها افتاد

    ۴ هفته پیش
  • افرا

    2

    به فنا رفت

    ۴ هفته پیش
  • مهسا

    3

    کی به فنا رفت🙄😐

    ۴ هفته پیش
  • ساناز

    2

    سارا دیگه دوستش

    ۴ هفته پیش
  • مهسا

    1

    آهان فهمیدم😌☺

    ۴ هفته پیش
  • دختر صحرا

    1

    واقعا یک چنین مرد هایی پیدا نمیشه ..گشتم نبود نگرد نیست

    ۴ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️