پارت صد و چهل و دوم :

- آخه دختره‌ی خنگ! تو یه توله سگ آوردی، دو روز نتونستی از پس مسئولیتش بربیای. تو رو چه به عشق و عاشقی با یکی مثل وحید؟ آخه چیتون به هم می‌خوره؟ وحید داره چهل سالش می‌شه. هر کیو بگیره، همین فردا میگه بچه می‌خوام. میگه یه زندگی سنتی می‌خوام. من موندم آخه اون با چه عقلی اومده جلو.
دستش را روی سرش می‌‌گذارد و رو به بابا می‌چرخد.
- مغزم داره میاد تو دهنم سیروس.
- آروم باش معصومه جان.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!