پارت هشتاد و پنجم :
(یک ساعت بعد)
همهچیز انگار در هوا معلق مونده بود تا زمانی که آوا از راه برسه. درمانگاه مدرسه، دوباره درون خودش تاریکی و روشنایی دیده بود. تاریکیای که گوشهی دیوار نفسهای بلایجونش رو میشمرد.
دوباره ، روی تختِ بیروح و سردِ کنار پنجره، سپهر خوابیده بود. صورتِ بیجون و رنگپریدهش انتظار رو برای میراثشب سختتر میکرد. آوا باید با سریعترین سرعتِ ممکن خودش رو میرسون
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
متین
4یعنی چی نقشه بوده؟ یعنی میراث میخواد از محمدرضا انتقام بگیره؟ از شواهد معلومم که عاشق نعنا نیست میراث پس اینهمه نقشه واسه نعنا چیه 😭😭
۲ ماه پیشNina
23ولی میراث بد کرد در حق نعنا..نمیدونه بودن توی همچین جایی برای یه دختر چقدر میتونه وحشتناک باشه؟ میدونه چقد تروماتایز شده این بچه؟ والا من تو خیابون چشمم به پسر میفته حالم بد میشه چه برسه به بودن قاطی چندصدتا دانش آموز. از آوا هم انتظار نداشتم بدونه و انقدر موزمار باشه. نعنا باید تف کنه تو صورتتون:/
۲ ماه پیشمیکو
4چیشده یعنی چیی
۲ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
برای میراث هم نقشه دارمممم
۲ ماه پیشدلارام
9فکر بامزه؟ کشتن آوا؟ با اینکه میراث پرسنم ولی یکم زیادی سادیسمیه😔😂
۲ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
😂😂سادیسم ؟ تو به این میگی سادیسم؟
۲ ماه پیشدلارام
2نه خیلی سافت و گوگولیهه😔😂
۲ ماه پیشAyda
5یه حسی میگه میراث بدجور دل نعنارو میشکنه لعنت به اون محمدرضا که هرچی میکشه از دست اونه
۲ ماه پیشسارا
10وایسا . اوا جفت یکی از بهترین قو های خاندان شد . ینی اینقدر مهمه مانی 💚
۲ ماه پیشسارا
5حرف حرفِ خوده میراثه ولی بنارم جرعت اوا یچی گفت در مقابلش 💚
۲ ماه پیشسیاه و سفید
4مثل همیشه عالیی بود کالی جونم 💙✨
۲ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
عزیزی بچه جون ✨
۲ ماه پیشسیاه و سفید
0فداتمم کالی 💙🤍
۲ ماه پیشطوفان
6ای خودا من که عاشق فکر بامزه گوشه ذهن پسرم شدم کشتن اوا اوخیی اگه پای مانی وسط نبود خودم بلایی بدتر از لیلی سرش میاوردم کارتو کن دیگه دختر خوب میراث بار اولش نیست که اهم اهم دخترمون رو دیده زود کاراتو کن زود 🪓🥲🪓🥲🪓🥲🪓🥲🥲🪓🪓🌑🪓🌑🪓🌑🥲🌑🥲🌑🥲🌑🥲🌑🥲🌑🥲🌑🌑🖤🌑🌑🖤🌑🖤🌑🖤🌑💚🌑💚🌑💚
۲ ماه پیشطوفان
3ای خدا اخع چجوری این حجم از جنتلمنی رو تحمل کنم مننممنن خیلی *** ذوق شدمدممدمدمدمدم میگم کالی جونم تو چرا اینقدر خوبی ها چراا اینگدر نازی اخه اگع میتونستم ارزوکنم ارزو میکردم که تو خواهرم باشیشیسیشیشیی💙🌑😭🌑💙🌑😭💙🌑😭💙🌑😭💙🌑😭💙🌑😭💙🌑😭💙🌑😭💙🌑😭💙🌑💙😭🌑😭💙🌑😭💙😭🌑😭💙🌑😭
۲ ماه پیشMasom
1اگه میراث عاشقش نیست چرا اینقدر روش حساسه ؟ مرسی که هستی بانو 🩵🩵
۲ ماه پیشگجت
3چقدر دلم برای نعنا سوخت این پارت هم از اوا رفیقش خورد هم ار ز محمدرضایی که عاشقش بود کاملا ازش سو استفاده کردن این کار میراث و کارکترای دیگه عملات*جاوز هست شاید اوناجا به بدنش دست نزده باشن ولی کاملا شخصیت نعنا وجو د نعنا رو نابود کردن نعنای ساده حقش این همه سختی نیست
۲ ماه پیشزهــرا
1الان منظورت اینه محمدرضا عاشق نعنا بوده؟ اکه این منظورته که باید بگم اون عشق نبوده اکه عشق بود با دیدن یه دختر خوشگل دیکه دلش نمیلرزیر و باهاش به نعنا خیانت نمیکرد، اما اگه منظورت اینه نعنا عاشق محمد رضا بوده که ففعکک نکنم یه علاقه ی کمی را قاعدتا داشته دیکه چون نامزدش بوده اما عشق را فکر نکنم
۲ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
نه عاشقش نبود ، سواستفاده میکرد ازش
۲ ماه پیشحدیث
2کالی واقعا دارم گریه میکنم بخاطر نعنا اینکه اینهمه سختی کشیده اینهمه زجر کشیده با اومدن به این مدرسه کوفتی اونم الکی اگه نعنا بفهمه که جمال هم ادم میراث هست و تمام این ها بخاطر میراث اتفاق افتاده بوده واقعا فک کنم میزنه به سیم اخر. راستی منم الان دارم مثه نعنا می میرم واسه همین گریه میکنم😭
۲ ماه پیشحدیث
0ای جونم یه پارت دیگه هم هسس😍
۲ ماه پیشنگار
6واقعا برا میراث کشتن آوا بامزست🤣🤣وایی خدا بدبخت مانی الان چه بلایی سر مانی میاره یه فاتحه برا بچم بفرستید چون واقعا اگه نعنا خوب نشه میراث مانی رواز صفحه روزگار محومی کنه نه تنها مانی بلکه آوا رو هم همینطور😂😄💙💙
۲ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
مانی فعلا رفته خودشو گم و گور کرده😂
۲ ماه پیشنگار
1بهتره فعلا همین کارو بکنه جلو میراث آفتابی نشه😄💙💙
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
10واسه نعنا دعا گرفتن آنقدر خراب بودن شانس عادی نیس