پارت هشتاد و پنجم :

(یک‌ ساعت بعد)
همه‌چیز انگار در هوا معلق مونده بود تا زمانی که آوا از راه برسه. درمانگاه مدرسه، دوباره درون خودش تاریکی و روشنایی دیده بود. تاریکی‌ای که گوشه‌ی دیوار نفس‌های بلای‌جونش رو می‌شمرد.
دوباره ، روی تختِ بی‌روح و سردِ کنار پنجره، سپهر خوابیده بود. صورتِ بی‌جون و رنگ‌پریده‌ش انتظار رو برای میراث‌شب سخت‌تر می‌کرد. آوا باید با سریع‌ترین سرعتِ ممکن خودش رو می‌رسون

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Masom

    0

    اگه میراث عاشقش نیست چرا اینقدر روش حساسه ؟ مرسی که هستی بانو 🩵🩵

    ۱ ساعت پیش
  • گجت

    0

    چقدر دلم برای نعنا سوخت این پارت هم از اوا رفیقش خورد هم ار ز محمدرضایی که عاشقش بود کاملا ازش سو استفاده کردن این کار میراث و کارکترای دیگه عملات*جاوز هست شاید اوناجا به بدنش دست نزده باشن ولی کاملا شخصیت نعنا وجو د نعنا رو نابود کردن نعنای ساده حقش این همه سختی نیست

    ۱۶ ساعت پیش
  • زهــرا

    0

    الان منظورت اینه محمدرضا عاشق نعنا بوده؟ اکه این منظورته که باید بگم اون عشق نبوده اکه عشق بود با دیدن یه دختر خوشگل دیکه دلش نمیلرزیر و باهاش به نعنا خیانت نمیکرد، اما اگه منظورت اینه نعنا عاشق محمد رضا بوده که ففعکک نکنم یه علاقه ی کمی را قاعدتا داشته دیکه چون نامزدش بوده اما عشق را فکر نکنم

    ۵ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    نه عاشقش نبود ، سواستفاده میکرد ازش

    ۲ ساعت پیش
  • حدیث

    0

    کالی واقعا دارم گریه میکنم بخاطر نعنا اینکه اینهمه سختی کشیده اینهمه زجر کشیده با اومدن به این مدرسه کوفتی اونم الکی اگه نعنا بفهمه که جمال هم ادم میراث هست و تمام این ها بخاطر میراث اتفاق افتاده بوده واقعا فک کنم میزنه به سیم اخر. راستی منم الان دارم مثه نعنا می میرم واسه همین گریه میکنم😭

    ۱۷ ساعت پیش
  • حدیث

    0

    ای جونم یه پارت دیگه هم هسس😍

    ۱۷ ساعت پیش
  • نگار

    4

    واقعا برا میراث کشتن آوا بامزست🤣🤣وایی خدا بدبخت مانی الان چه بلایی سر مانی میاره یه فاتحه برا بچم بفرستید چون واقعا اگه نعنا خوب نشه میراث مانی رواز صفحه روزگار محومی کنه نه تنها مانی بلکه آوا رو هم همینطور😂😄💙💙

    دیروز
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    مانی فعلا رفته خودشو گم و گور کرده😂

    دیروز
  • نگار

    0

    بهتره فعلا همین کارو بکنه جلو میراث آفتابی نشه😄💙💙

    ۲۰ ساعت پیش
  • خواننده همه فن حریف

    2

    یه سوالی برام پیش اومد اینکه محمدرضا ممکنه با قوها ارتباطی داشته باشه اگه نه پس چطوری نعنا رو شناخت خوشش اومد ؟

    دیروز
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    متوجه نشدم ، محمدرضا از قبل با نعنا نامزد کرده بود ، این وسط یه سری اتفاقا براش پیش میاد با خاندان قوها(روشن میشه) که قوها تصمیم میگیرن اینطوری ازش انتقام بگیرن

    دیروز
  • خواننده همه فن حریف

    0

    یخورده قسمت دوم کامنتم رو بد نوشتم ( منظورم اینه که میراث چطوری نعنا رو شناخت و خوشش اومد نه ممدرضا )ولی جواب سوالم رو در کل دادی مرسی ❤️

    ۲۴ ساعت پیش
  • خواننده همه فن حریف

    4

    نمیدونم چرا اما با اینکه حدس میزدم چی شده اما بازم کمی شوکه شدم و دلم میخواد به خاطر سختی هایی که نعنا کشیده همه شونو با نارنجک منفجر کنم

    دیروز
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    نعنا حق داره مودی شه یا نه حالا؟

    دیروز
  • خواننده همه فن حریف

    0

    بخدا که حق داره بدبخت من خودم *** های ماهیانه ام میشه دلم میخواد کهکشان راه شیری رو نابود کنم و زیر آب همه رو حتی افرادی که دوسشون دارم رو بزنم چه برسه به نعنا بعد از اونم فقط افسردگی مطلق میگیرم چه برسه به نعنا که قبلا آوا بهش قرص داده بود برای اینکه ماهیانه اش عقب بیوفته

    ۲۴ ساعت پیش
  • دلارام

    3

    فکر بامزه؟ کشتن آوا؟ با اینکه میراث پرسنم ولی یکم زیادی سادیسمیه😔😂

    دیروز
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    😂😂سادیسم ؟ تو به این میگی سادیسم؟

    دیروز
  • دلارام

    4

    معلوم بود جمالحمال گوه میخوره دیگه آخه نعنا چه پتانسیلی می تونه داشته باشه 😂😂

    دیروز
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    همووووون😂😂😂😂😂

    دیروز
  • Zeynab

    3

    آوا میخواد دختر خوبی باشه تو نمیزاری مرتیکه😂😂

    دیروز
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    😂😂😂😂

    دیروز
  • نگار

    1

    هعیی از دست این میراث حتی برا یه دقیقه هم نمیتونه بهش دست نزنه وا خب برو بیرون بدبخت به نعنا برسه دیگه عه ولی واقعا نمی دونم چرا الان ذوق مرگ شدم خو چرا میراث نمی خواد قبول کنه وابسته نعنا شده پس دلتنگی چی میشه حس مالکیتش وایی کالی بازم مثل همیشه گل کاشتی عالی بود دختر☺️👍💙💙

    دیروز
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    میراث فعلا گیجه ، دعا کنید به خودش نیاد و قبول نکنه عاشقشه💀💀💀

    دیروز
  • یانا

    0

    ترکیب اوا و میراثم باحاله ها مثل مانی و نعنا😉

    دیروز
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    آره موافقم😂😂😂

    دیروز
  • ترنم

    1

    کالی یادمه میگفتی عامیانه نوشتن برام سخته ولی الان خیلی قشنگ مینویسی،اینطور نوشتنت خیلی به دل میشینه عشقم خسته نباشی✨🛐

    دیروز
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    اوایلش سختم بود ، الان عادت کردم 😔🤌🏻

    دیروز
  • ترنم

    0

    ممدرضا آدم بی ارزشیه میراث شاید باهاش یه دشمنی عمیق داشته بعد نعنا هم فک کنم صالح و ونوشه مادر و پدر واقعیش نیستن و یه کسیه که برا میراث مهمه اینم دید داره نامزدش میشه کارشو کرد

    دیروز
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    نه پدر و مادر واقعیشن

    دیروز
  • ترنم

    1

    یعنی آوا حتی از اونا نیس که جمال مجبورش کرده باشه بیاد براش کار کنه،همش دروغ بود احتمالا دختر خودشه

    دیروز
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    د آخه ، نه بابا

    دیروز
  • ترنم

    0

    اره فهمیدم پارت بعد قضیه رو..

    دیروز
کپی شد!