پارت سی و نهم :

هر چه دلشان می‌خواست می‌خوردند؛ هر آنچه را هم نمی‌پسندیدند برنمی‌داشتند. انتخاب می‌کردند از کی پول بگیرند و از کی نگیرند. آیا ما می‌توانستیم از کسی جز کارفرمایمان پول بگیریم؟ قاعدتاً جواب منفی است. بقیه یک هزار تومنی هم کف دستمان نمی‌گذاشتند. پس گداها هم از ما خوشبخت‌ترند هم آزادتر. نه کار می‌کنند و نه زیر بار چیزی می‌روند. لیلیوم مخالف بود. می‌گفت دست کم ما می‌دانیم شب شام چه دا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!