پارت سی و هشتم :

پای پانزده هزار تومانی که خرج هیچ چیز نشد و در جیبم ماند را هم وسط نکشیدم. این فقط یک اعتراف بود: از اسمش مشخص است. باید به گفتن چیزهایی که منتهی به بگو بخند جالبی مخلوط با کمی شرم می‌شوند بسنده کرد. از طرفی فایده دیگری هم دارد: آدم را از شر مسائل آشوبناک در موقعیت‌های عادی و روزمره خلاص می‌کند. اگر همان وقت به پدر لیلیوم می‌گفتم باقی پولش را خرج وینستون کردم، نظرش درباره خواستگاری احتما

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!