آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت هشتاد و ششم :
وحشی شده بود. انقدر که جریان عصبانیتش، توی خورد شدن استخون مچم سرازیر شد و "آخ" پر دردی رو از بین لبام خارج کرد.
مهتا ولی با دستپاچگی، ویلچرش رو سمت ما روند.
آخ مهراب، چیکار داشتی میکردی با غرور آشوب؟
مطمئن بودم این خانواده خودشون این کاره بودن که یه همچین تهمتی رو نثار من کردن، وگرنه در غیر این صورت، این تهمت از کجا میتونست نشأت بگیره؟
ولی من باهات کار دارم گلاره...با اون ن
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤭🤭
دیروزنسترن
0پسره روانی مودی
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😂🥲
۴ هفته پیشتوت فرنگی
0میگم نکنه واقعا از رابطه ی اولش با مهراب حامله شده باشه
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه عزیزدلم اگه اینجوری بود که پزشکی قانونی تو معاینه میفهمید و بعدشم که اعدام مهراب!
۱ ماه پیشآمنه
0خاک تو سرش که نذاشت آزمایش بگیرن اخه الان توی دل مهراب بی اعتمادی میذاره و گلاره هر وقت میتوانه ازش استفاده میکنه که حتی آزمایش نگرفتی از زنت تا بفهمی باردار نیست و همین حرف باعث بحث دوباره اونها میشه ولی میگم آشوب انتقام فراموش نشه
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
منتظر پارت امروز باشید
۱ ماه پیشنفس
0ممنون بابت پارت زیبات عزیزم
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نوش
۱ ماه پیشمهسا
0چرا آشوب نمیره پیش مامانش و ازش در مورد گذشته بپرسه ؟ محافظا چرا از مامان عرفان دفاع نکردن چرا آشوب نشسته و هیچکاری نمیکنه
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
صبور باشید :)
۱ ماه پیشفاطمه
0تعادل روحی و روانی صفر لطفا مریض بعدی وارد شود ..خخ حدیث جون مرسی واسه پارت هدیه 🎁 عالی بود مثل همیشه
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فدات عزیزم
۱ ماه پیشمبینا
0خااک تو سرش این چرا اینقدر دم دمی مزاجه😐💔 ینی ادم *** بشه بهتر از اینه ک عاشق همچین کسی بشه
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مجنونه...عشق نیست، عشق عادی نیست اصلاً! وگرنه این حجم از حساسیت توی عشقهای معمولی هرگز دیده نمیشه
۱ ماه پیشراز
0این شیطان احمق با خودش چند چنده
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حساسیت فوقالعاده بالاش نسبت به آشوب آخرش کار دستش میده
۱ ماه پیشZ.k
0وای مهراب فازش چیه عجب شیطان دل رحمی این همه تناقض رفتاری قابل درک نیست🤔🤔
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
میتونیم به این نتیجه برسیم که واقعاً عاشق آشوب شده
۱ ماه پیشسهیل۳۰
0این موجود هم شیطانه هم دیوونه 😳😳عجیبه ولله
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
تعادل روحی و روانی نداره کلا
۱ ماه پیشمحرابی
0ممنونم زیبا ودلنشین بود خدا قوت. الهی بگردم برای غرور شکسته ت آشوب جونم. الهی بمیری مردک مودی روانی
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خدا نکنه 🥺💔
۱ ماه پیشFatemeh
1جنون بیشتر بهش میاد ):
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ها والا
۱ ماه پیشفاطمه ❤️
7مخاطب جان تولدت مبارک 🌸🦋 باعث شدی پارت هدیه داشته باشیم (حدیث:نه که تا حالا پارت هدیه به چشم ندیدی من اصلاً پارت هدیه ندادم🤔🙄)😁😅😂 منم بگم فردا تولدم پارت هدیه میدی؟؟🤭
۱ ماه پیشلیلا
0خیلی ممنونم فاطمه جان ♥️♥️
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
این هفته کلا پارت داشتیم، یعنی کل روزهای این هفته پارتگذاری انجام شد.
۱ ماه پیشفاطمه ❤️
2می دونم عزیزم و سپاسگزارم ازت 💜💜
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
❤️✨
۱ ماه پیشنگار
0هه واقعا که الان فهمید احتیاجی به آزمایش نیست جای آشوب بودم بعد این سوکت یک طوفانی راه می انداختم که به غلط کردن بیفتند درک نمیکنم مهراب رو یعنی چه وقتی سوزن به دست آشوب میزنن چه تو اون بیمارستان چه الان عصبی میشه🤔💙💙
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
والا درد سوزن در برابر در خورد شدن شخصیتش هیچی نبود...خاک تو سر مهراب که تعادل نداره
۱ ماه پیشنگار
0اره واقعا خاک تو سر مهراب خیلی بده که غرورت و شخصیتت جلو دیگران خورد بشه بخصوص جلو دشمنتحالا این الاغ غرور آشوب جلو گلاره خورد کرد💙💙
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
همینو میگم 💔
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

محیا
0دیوونه ی روانی 🤐🤐🙄