نقش نهان به قلم آزیتا خیری
پارت پانزده :
صورتش خیس اشک بود و میل گریستن رهایش نمیکرد. عکس دیگری را پیش کشید و بعدی و بعدی...
در این یکی دو روز هزار بار این عکسها را زیر و رو کرده بود به این امید که بتواند میان آنها تنها یک دلیل پیدا کند برای بیوفایی و بیمهری صیاد، اما دریغ!
در تمام یک سال گذشته هر چه بینشان بود مهر بود و عشق بود و امید به آیندهای که میخواستند زیر یک سقف بسازندش.
از فایل عکسهای نامزدی خارج شد. س
لطفا صبر کنید...
