پارت نوزده :


«منظورش یه پسره که باهاش رابطه داشته باشی.»
«آها فهمیدم. اینا رو ولش کن حالا برای تولدش چی ببریم؟ تو میای دیگه؟»
« بله حتما. به نظرم براش نقاشی بکش.»
«چی نقاشی؟»
« آره نقاشی،یکی که به اتاق کارش بخوره.»
«پناه، می‌دونی که من دیگه دست به قلم مو نمی‌زنم.»
«خب بزن.»
با این حرفش عصبانی شدم و محکم به دسته مبل کوبیدم.
« نه!،نمیتونم! نمیتونم!»
او هم متقابلاً صدای

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!