پارت شصت و یک :

سوپ درون ظرف را کمی هم زدم. قاشقی از محتویات آن پر کردم و بعد از چک کردن دمای آن، به سمت دهان آرش بردم. منتظر نگاهش کردم اما دهانش را باز نکرد. نیم‌رخش سمت من بود و با فکر اینکه این گونه غذا خوردن برایش سخت است، ظرف سوپ را روی میز گذاشتم و کمی ویلچرش را به سمت خود چرخاندم.
نگاه کامران خان لحظه‌ای روی من نشست. همه در سکوت مشغول شام خوردن بودند. شامی که من تصمیم گرفته بودم برای آخرین شب حضوØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت غنچه در رمان معشوقه مرداب غنچه
تصویر شخصیت اهورا در رمان معشوقه مرداب اهورا
تصویر شخصیت آرش در رمان معشوقه مرداب آرش
تصویر شخصیت فروغ در رمان معشوقه مرداب فروغ
تصویر شخصیت کامران خان در رمان معشوقه مرداب کامران خان
تصویر شخصیت بهار در رمان معشوقه مرداب بهار
تصویر شخصیت افروز در رمان معشوقه مرداب افروز
تصویر شخصیت مریم در رمان معشوقه مرداب مریم
تصویر شخصیت شیوا در رمان معشوقه مرداب شیوا
تصویر شخصیت پریسا در رمان معشوقه مرداب پریسا
آخرین نظرات ارسال شده
  • سادات.۸۲

    1

    بله چیزی از ارش ناتوان نمی بینی چون ناتوان نییست

    ۲ ماه پیش
  • دویار❤️

    0

    اگر غنچه بره آرش تنها میشد آرش عاشق شده می خواهد یه جوری جلوی رفتنش رو بگیره

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    🥰🧡

    ۲ ماه پیش
  • م

    1

    چه شود،بالاخره آرش یه خودی داره نشون می ده،می شه همه این کاراش فیلم باشه یعنی، در این صورت بازیگر قهاریه 🤔😮🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    🥲🧡

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️