پارت شصت :

صدای قدم‌هایی که وارد آشپزخانه شد، در یک لحظه دستم را گرفت و از گذشته بیرون کشید. نگاهم روی ریحانه نشست که با تی و سطل نزدیک می‌شد. به چایم اشاره کرد و معترض گفت:
_ ای بابا خانم جان… از دهن افتاد که… بذارید یه دونه دیگه براتون بریزم.
به مایع سرخ سرد شده مقابلم نگاه انداختم. از پشت میز بلند شدم و گفتم:
_ نمی‌خواد ریحانه… دستت درد نکنه…
از آشپزخانه خارج شدم و راه پله‌ها را در پ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت غنچه در رمان معشوقه مرداب غنچه
تصویر شخصیت اهورا در رمان معشوقه مرداب اهورا
تصویر شخصیت آرش در رمان معشوقه مرداب آرش
تصویر شخصیت فروغ در رمان معشوقه مرداب فروغ
تصویر شخصیت کامران خان در رمان معشوقه مرداب کامران خان
تصویر شخصیت بهار در رمان معشوقه مرداب بهار
تصویر شخصیت افروز در رمان معشوقه مرداب افروز
تصویر شخصیت مریم در رمان معشوقه مرداب مریم
تصویر شخصیت شیوا در رمان معشوقه مرداب شیوا
تصویر شخصیت پریسا در رمان معشوقه مرداب پریسا
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    آهنگ و عکسا خیلی جالب بودن،اون سه تای آخر هنوز وارد داستان نشدن یا من نشناختم 🥰🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    نه عزیزم هنوز نیومدن تو داستان بعضی‌هاشون

    ۲ ماه پیش
  • م

    1

    به نظرم بدترین تصمیم رو گرفت،الان این زندگی بردگی ارزششو داشت یا اهورا خوشبخت و خوشحاله،این یه مرگ تدریجی برای هر دو بوده،می موند هرچی سرش می اومد بهتر از این بود 🤔

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    آره ولی اون لحظه فکر میکرد اگه اهورا بفهمه خیلی بیشتر خورد میشه.. ضمن اینکه اگر هم پلیس می‌فهمید هویتش رو معلوم نبود حکمش چیه و اگه میوفتاد زندان بازم اهورا رو نداشت...

    ۲ ماه پیش
  • م

    1

    همه سختی ها به کنار اینکه اون گروهک هم بالاخره پیداش کردن بدتر اگه حتی خودشو به پلیس معرفی می کرد بهتر از این بود 😔

    ۲ ماه پیش
  • دویار❤️

    1

    آخه دلم برای غنچه سوخت عجب روزگاری کزرونده، ای کاش اهورا یه کاری نکنه

    ۲ ماه پیش
  • سوگند عزیزی | نویسنده رمان

    🥲🧡

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️