پارت سی و هفتم :

من دست چپ لیلیوم را گرفته بودم و او با دست دیگر موهایش را پشت گوش‌های الفی شکلش می‌داد. باد، گل‌سرهای پروانه‌ای که دور تا دور سرش نشسته بودند را تکان می‌داد و آدم خیال می‌کرد واقعاً دارند پرواز می‌کنند. به آلاچیق رسیدیم. ملودی از جا بلند شد و او را در آغوش گرفت.  دیگران هم سلام می‌کردند و با من و لیلیوم دست می‌دادند. چند نفرشان را شناختم. پیراهن بدون سرشانه حریرش روی زمین کشیده می‌شد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!