به دنبال شارلو به قلم زهرا صالحی (تابان)
پارت صد و پنجاه و نهم :
***
مایا دیگر نمیدانست چند ساعت است که میان درختان آن جنگل قدم برمیدارد؛ زیرا تاریکی شب چنان آرام و بیرحمانه روی جنگل گسترده شده بود که تشخیص گذر زمان را غیرممکن میکرد و تنها چیزی که به او اجازه میداد بفهمد هنوز در مسیر درست حرکت میکند، سایهی مرد ناشناسی بود که گاهی چند ده متر جلوتر میان تنههای پیچخوردهی درختان دیده میشد و دوباره در میان مه و تاریکی ناپدید میشد. بدÛ
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

فاطی
0خنجر اتحاد..داره نیروهای خود را جمع میکنه خدا کنه قبل از اینکه منتقل بشه مایا و سیریوس آن را به دست بیارن..