پارت صد و پنجاه و هشتم :

البته هیچ‌کس نمی‌دانست داستان جنگل عصیان تا چه اندازه حقیقت دارد، زیرا کسانی که تلاش کرده بودند برای پیدا کردن پاسخ وارد عمیق‌ترین بخش‌های جنگل شوند، معمولاً پیش از آنکه بتوانند چیزی پیدا کنند ناپدید شده بودند و همین مسئله باعث شده بود افسانه‌ها نسل به نسل ترسناک‌تر شوند، تا جایی که حتی کسانی که به جادو اعتقادی نداشتند نیز ترجیح می‌دادند مسیرشان را چندین روز دورتر کنند اما از جنÚ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • تیسراتیل

    0

    ممنون عزیزم پارت جالبی بود،مشتاقانه منتظرم ببینم ماجراجویی بچه ها داخل جنگل عصیان چجوری پیش میره😍💕🌱.

    ۴ هفته پیش
  • زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان

    خوشحالم که دوستش داشتی ⁦༎ຶ⁠‿⁠༎ຶ⁩

    ۴ هفته پیش
  • اَسماء

    0

    یعنی الان مایا تو بد دردسری افتاده چه بلایی سرش اومده،بقیه هم باید زودتر دست بکار شن

    ۴ هفته پیش
  • زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان

    همیشه اتفاق‌های بد وقتی میفتن که فکرشو نمی کنی⁦(⁠・ั⁠ω⁠・ั⁠)⁩

    ۴ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️