پارت پنجاه :

لباسی به رنگ آبی با تزیینات نقره‌ای و جواهراتی از الماس، زیباترین انتخابی بود که لیلی می‌توانست برای آن لحظه انجام دهد.

او وقتی آن لباس را پوشید، احساس کرد زیبایی‌اش، دوچندان شده‌ است.

لباس به رنگ آبی کاربنی بود با آستین‌هایی شنل مانند که در زیر آن، پیراهنی بلند و سفیدرنگ پوشیده می‌شد که روی آستین‌های آن ها و همچنین در جلوی لباس، نقش هایی با زری دوزی های نقره‌ای، د

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • راز

    0

    یعنی کی بوده الله اعلم تا چند ماه دیگه می فهمیم بانو زود زود پارت بزار دلمون تنگ میشه واسه شما

    ۴ هفته پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    پارت جدید گذاشتم مهربان🌷

    ۳ هفته پیش
  • م

    1

    فکر کنم مادر ابراهیم خان باشه،فقط امیدوارم اون دختر پرروئه که تهدیدش کرد نباشه دیگه باقیش مهم نیست 🤭🙏🏻

    ۴ هفته پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    تا ببینیم چه میشه؟ 🌷

    ۴ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️