پارت چهل و نهم :

و سپس آیلین ادامه داد:

_ اگر جا بزنید ، متهم می شویید به ترسو بودن و به اینکه لایق جایگاهتون نیستید پس نباید تسلیم بشوید!... حتی اگر ماجرای سفارت روسیه، یک امتحان بوده باشه برای شناخت شما، و یا سنجیدن عملکرد شما و یا هر دلیل دیگه ای!... شما الان نباید جا بزنید! متوجه هستید؟ ..اصلاً بیایید فرض کنیم که ابراهیم خان هم از این ماجرا خبر داشته اند و فقط می خواستند قدرت صبر و لیاقت شما را امتح

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • راز

    0

    خسته نباشید خیلی خوب بود

    ۴ هفته پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    ممنون

    ۴ هفته پیش
  • ستاره

    0

    خیلی قشنگ بود نویسنده جون همین طوری با قدرت ادامه بده👏

    ۱ ماه پیش
  • آتنا

    0

    حسم میگه همشون از ماجرای سفارت اطلاع داشتن حتی خود ابراهیم خان لیلی هم خواستن امتحان کنن ببینن چیکار میکنه

    ۱ ماه پیش
  • م

    1

    عجب سخنرانی حکیمانه ای،فقط بدیش اینجاست دیگه راهی نیست،باید بره قبول کنه کتابو بازنویسی کنه 😏🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    شرایط پیچیده ای هست و پیچیده تر هم میشه

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️