کوه به کوه میرسد به قلم عاطفه لاجوردی
پارت صد و هشتاد و ششم :
شهاب همانطور که نگاهش، نگاه مدعیام را میکاوید برای هزارمین بار پوزخند زد.
-یعنی شما بدون هیچ قصد خاصی فقط و فقط به صرف خیرخواهی، چند ماه برای من نقش بازی کردید تا بگید پدرم قاتله!
- من میدونم ایشون پدر واقعی شما نیست و شکی ندارم که قاتل اون دختره! خودتون گفتید سحر مثل من چپدست بوده... چطور میشه یه آدم چپدست مچ دستِ چپ خودش رو اونطور عمیق تیغ بزنه؟!
اخم غلیظی کرد و اینبار جد
لطفا صبر کنید...

شادان
0ببین رها به کجا رسوندی کارو که دلم برای شهاب هم داره میسوزه..