پارت صد و بیست :

شعله‌ی وحشی که نیمرخ چپ کیسان را سوزاند، نازنین سراپای خود را سوخته حس کرد؛ اما چه خاکستری بود که همچنان ایستاده، از وحشت عقلش خطا داد وقتی کیسان را که باز خواست سمت در بچرخد، سوی خود برگرداند. چند قدمی که عقب کشید، با برخورد نگاهش به رد سرخ و خاکستری و چرمیِ سوختگی زیرچشم تا فک کیسان روی نیمرخ چپش، اشکش بند آمد و فقط «وای» گفت بلند از وحشت، فقط «وای» گفت و...

- وای! وای! وای! سوختم! س

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • maca..

    0

    ینی یجوری اوضاع خیطه ک میترسم چیزی بگم کیسان منم بزنه😶

    ۲ ماه پیش
  • aram

    0

    من میدونم این صامت اخرش منوسکته میده بی..🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • مهناز

    0

    مغزم دیگه گنجایش شروع روز جدید رو نداره🤦 ♀️منی که پنج صبح شروع کردم چند پارت آخر رو خوندم و فقط بوی خون تو مشاممه چجوری روزمو زیبا شروع کنم😂🤦 ♀️

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    زیباییش به اینه‌که بوی خون صامته😂

    ۲ ماه پیش
  • آرزو

    0

    من نظرم عوض شدصامتونکش بذارفرخ وکیسان سرپاشن آینده ی بکنن توآتیش درش بیارن اینطوری بیشترین میده الان راحت بمیره خیلی خوش به حالش میشه مردک بی خاصیت

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    هزارتا نقشه واسه عذاب صامت داریا😂

    ۲ ماه پیش
  • aram

    0

    بهترین نویسنده..دقیقاسروقتی ک گفته پارت میذاره .این رمان عالیه.من خیلی حرص میخورم ای بمیری صامت سگ🫤

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    قربونت برم من^^

    ۲ ماه پیش
  • آرزو

    0

    بازخوبه تواین هیری ویری نازنین حامله نیس والامگرنه اونم میشدقوزبالاقوز

    ۲ ماه پیش
  • آرزو

    0

    بنظرم حین سوزوندن فریماه بگیم بیادتاشاهکارشوببینه والا بازندیده برمی داره نطق بیخودمیکنه

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    خسته نباشی مهدیه جونم😘🙏❤️

    ۲ ماه پیش
  • ۷۶مهوا

    0

    وای رمانتون عالیهه کیساان گناه داره چرا انقدر عذاب میکشه.. تازه میخواستن برن با نازنین زندگی کنن.. بمیری صامت الهی

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    مرسی قشنگم^^ طفلک پسرم یه نفس راحت نمیتونه بکشه

    ۲ ماه پیش
  • امیرعلی

    1

    میرم بخوابم مهدیه ولی یادت باشه چه جور با اعصاب و روان من بازی کردی، امیدوارم تو خواب مرگ صامتو ببینم

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    😂🤍

    ۲ ماه پیش
  • سرو

    2

    فرخ هم عجب خریه خوب میذاشتی صامت رو بکشه و بعدش هم سایدا رو میفرستادی پاریس و قضیه روهم یجوری جمعش میکردی

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    حالا صبر کن، ببینیم چی تو سرشه

    ۲ ماه پیش
  • معصومه

    4

    منی که دارم به گنجایش کاسه ی صبرم نگاه میکنم که ببینم چقدر ظرفیت داره برای صبر کردن تا پنج روز دیگه و رسیدن به پارت جدید این شاهکار: 🎀✨

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    😭✨

    ۲ ماه پیش
  • معصومه

    3

    یه روز اگه ازم بپرسن یه رمان معرفی کن که از همه لحاظ صد از صد باشه و این مدلی که این یه چیز جدیده دنیاا مثلشو ندیده، قطعا گلگونه رو نشون میدم🎀✨ علاوه بر همه چی تموم بودنش یه قلم حرفه ای داره که از خفن بودنش همین بس که نویسنده اش مهدیه ست، همین و که شنیدی یعنی دیگه صبر جایز نیست باید تا تهشو بری🔥

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    تو که خیلی به من لطف داری خب😭

    ۲ ماه پیش
  • معصومه

    2

    اون پارت بعدی پنج روز دیگه مثل خار تو چشممه😭 تا پنج روز دیگه من باید برای خوندن گلگونه صبر کنم؟ خب این شکنجه محضهه، مگه میشه برای همچین رمانی با این میزان قشنگی، جذابیت و هیجان صبر کرد که من صبر کنم؟ اصلا مگه میشه؟ مگه داریم؟😭✨

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    به صبرشه که کیف میده ها👀✨

    ۲ ماه پیش
  • معصومه

    0

    واقعا از لحاظ روحی نیاز داشتم ببینم اون صامت در به در و بردن خرابه قبرشم کندن و کیسانِ عزیزم همینجوری زنده زنده داره روش خاک میشه، لنتی بهش فکرم که میکنم روحم جلا میکنه🎀💅 واقعا صامت جان من دیگه خجالت میکشم مرگت و از گاد بخوام، خودت روتو کم کن بمیر دیگه، گرفتی مارو؟ این چه نامیرایی از آب دراومده

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    میدونی.. زخماش اثر کشندگی ندارن😂

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️