پارت هفتاد :
***
فصل هفتم: سرآغاز
زمان حال
از دید آرام
بوق... بوق... بوق...
صدای ریتمیک و کشدار مانیتور قلب، اولین چیزی است که پرده ضخیم تاریکی را پاره میکند. نمیدانم چند وقت است که در این برزخ صوتی گرفتار شدهام؛ جایی که فقط میشنوم، معلقم و هیچ تصویری وجود ندارد. حس زنده بودن دارم، اما تعریفی که از زندگی در این لحظه دارم، به تار مویی بند است؛ شبیه به نفس کشیدن زیر صدها لیتر آب میâ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نرگس
0پشمام هیچی یادش نمیاد
۱ ماه پیشAysan
3احساس میکنم آرام با اینکه چیزی یادش نمیاد ولی هنوزم همون شخصیت خودشو داشت از پشت همه ی این فراموشیا🥲 بمیرم واسه دوتاتون ، واقعا نمیشه کسی رو تقصیر کار دونست انگار یه سری اتفاقات قطاری پشت هم ردیف شدن و وضعیت شد چیزی که الان هست..
۲ ماه پیشنفس
4بازم خوبه همین که چشماش باز شد بقیش هم درست میشه
۲ ماه پیشفاطمه زهرا
0و به قول تارا توضیح دادنش خیلی سمه😂💔😐کاش تا قبل اینکه یادش نیاد نگه،معلومه که باهاش نمیمونه اگه بگه..البته اگر یادشم بیاد نمیمونه باهاش
۲ ماه پیشفاطمه زهرا
1کاش یادش نیاد..به قول یکی از کامنتا نفهمیدن بعضی چیزا بهتر از فهمیدنشونه..
۲ ماه پیشفاطمه زهرا
2چقدر جزئیات قویه..
۲ ماه پیشفاطمه زهرا
1وای حس میکنم تغییر کرده آرام..
۲ ماه پیشفاطمه زهرا
1واای..خیلی کنجکاوم بدونم وقتی یادش میاد همه چی رو واکنشش چیه
۲ ماه پیشسعادت
1امان از روزی که آرام از گذشته با خبر شود سپاس بانو عالی و بی نظیر 🌸🌸
۲ ماه پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
دورت بگردم بانووو✨️
۲ ماه پیشسعادت
0فدای داری 🌸🌸
۲ ماه پیشقابلمه قرمه سبزی
1واایی دلم برا ارام تنگشده بودد ذووقق
۲ ماه پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
وااای قابلمه قورمه سبزییییی دلم برات تنگ شده بودددد😭😭
۲ ماه پیشTara
7اها راستی نگین جونم دستت طلا خوشگله این سه پارت خیلی غم انگیز و درام بودن ولی به معنای وافعی کلمه محشر🙃✨
۲ ماه پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
فدات بشمممم من🥹🥹
۲ ماه پیشTara
2وایی مثلا فکر کن گونی برنج بیاد و آرام بیشتر از آراد به اون اعتماد داشته باشه و باهاش بره.. بعد با مهرداد ازدواج کنه و زمانی حافظه ش رو به دست بیاره که دو قلو های مهرداد و آرام کلاس اولن😭😂
۲ ماه پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
وات د... این دیگه چی بود🤣🤣
۲ ماه پیشTara
4وایی یعنی الان چطوری توضیح بده خودش باعث اون تصادف شده؟ چطور بگه دو شخصیت داره؟ چطور بگه بابای خودش با مامان نامزدش ریخته رو هم؟
۲ ماه پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
هعی.
۲ ماه پیشTara
3اره آرام جونم خیلیی زیباست🥺😂 اونقدر که یه دنیای رمان روش کراش زدن🎀
۲ ماه پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
منم روش کراشممم😭😭
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نرگس
1چقدر آراد شکست وقتی آرام گفت یادم نمیاد حتی اسمت رو