تب به قلم آیناز تابش
پارت سی و چهارم :
به جایش پاسخ عامهپسند و معقولتری دادم: «پس پیش نیامده در چلهی تابستان از عمو سهراب تخته ببازی. اگر تجربهاش را داشتی، میفهمیدی سیگار کشیدن در هر موقعیتی لطف خاص خودش را دارد.» بوی سوختگی آمد. نمیشد فهمید بوی غذاست، موهای شوالیه یا زندگی من. «من هر روز زندگیام میبازم بُن. سیگار هیچوقت لطفی ندارد. فقط زنده نگهم میدارد. اگر سیگار دیگری باشد، باخت دیگری هم هست. اگر باخت دیگری با
لطفا صبر کنید...
