پارت بیست و چهارم :

***
دیدار به محض باز شدن در، شایان را پس زد و با حرصی که هر ثانیه داشت بیشتر نبضش را تندتر می‌کرد، سمت راهرو رفت. شایان بازویش را کشید که عصبی سمت عقب چرخید و تو صورت شایان توپید:
-گوه زدی شایان!
شایان با دیدن حال آشفته‎ی دیدار، مقابلش ایستاد و همان موقع شیدا و ستاره هم از انتهای راهرو سمتشان آمدند.
-باهاش چند بستی رفیقتو فروختی؟ به خواستش رسوندیش! توی عوضی میدونستی من با این د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت شایان و ستاره در رمان آخرین پنجره هم هیچ شایان و ستاره
تصویر شخصیت پندار در رمان آخرین پنجره هم هیچ پندار
تصویر شخصیت سلین در رمان آخرین پنجره هم هیچ سلین
تصویر شخصیت سروش در رمان آخرین پنجره هم هیچ سروش
تصویر شخصیت مهکامه در رمان آخرین پنجره هم هیچ مهکامه
تصویر شخصیت دیدار در رمان آخرین پنجره هم هیچ دیدار
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • دلی

    0

    هرچی رمان میره جلو جذابتر میشه دیدار داره به چیزیو مخفی میکنه که اینجوری عصبانی شده از شایان

    ۴ روز پیش
کپی شد!