پارت هشتاد و یک :
(نعنا - پنج روزِ بعد)
-« یکماه برای استراحت به کنار دریا رفته بودم تا از هوای دلپذیر بهره ببرم ، که دست سرنوشت مرا با دختر بسیار زیبایی ، روبهرو کرد. این دختر ، تا زمانی که به اعتنایی نداشت ،در نظرم الههای واقعی جلوه میکرد. من عشق خود را هرگز به او ابراز نکردم. ولی چنانچه نگاهها زبان میداشت و قادر بودند سخن بگویند ، حتی ابله ترین افراد نیز به آسانی در مییافت که من به عشق Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
مهنا
2تا به بخش سوتینه رسیدم گوشیه رو پرت کردم. یونا نفهمه من استرس اینو دارم😂سپهر بگه مال دوست دخترمه😂
۲ ماه پیشسارا
8بخدا مال دوس دختر سپهره 😂💚
۲ ماه پیشسیاه و سفید
8فک نمی کردم واکنش مانی این باشه 😂😶 مثل همیشه عالیی بود کالی جون 💙✨
۳ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
فکر میکردی واکنشش چی باشه😁
۳ ماه پیشسیاه و سفید
4فک میکردم تعجب کنه یا یه چیز دیگه 😂😂نه اینکه اینطوری با جدیت بگه😶
۲ ماه پیشselena
13پشمام مانی فهمیدد یعنی الان یونا هم میفهمهه؟
۲ ماه پیشماه بانو
7ضربان قلبم به شدت بالا هست و پاهایم از شدت هیجان حس ندارند ،قبلمم سکتههاهاهه
۳ ماه پیشSana
9من چرا احساس میکنم داستان به جایی کشیده شده که بفهمن دختره هر سه تا میگیرنش؟ بگید که شمام این حسو دارید احساس تنهایی نکنمم
۳ ماه پیشنینی
3کالی جان میخوای دقمون بدی خواهر؟
۳ ماه پیشقلم کالی
5اره منم پارت قبلی یکم حس میکردم مانی ممکنهه یه حسایی بهش پیدا کنه اگه بفهمه دختره ولی امیدوارم نشه اونا دوستای خوبین🥲جاست فرندد
۳ ماه پیشSana
4حتما میدونی که :عشق فقط دونوعه، عشق مادر به فرزند و عشق بنده به خدا میدونستی؟
۳ ماه پیشدوست دختر مانی
0تازه اینکه رفته سر کیفش شاید شک کرده بهش مواد چیزی میزنه که تو خواب چت پرت میگه یا همچنین چیزی
۳ ماه پیشدوست دختر مانی
2حس میکنم مانی خنگ تر از این حرف ها باشه بگه این مال دوست دخترت یا بگه نامرد دوست دختر داشتی
۳ ماه پیشقلم کالی
0ارهه دقیقا منم به همین فکر کردم یا حتی ممکنه فکر کنه برا خواهرشه
۳ ماه پیش۰۰۰
3بچه ها کالی کی پارت میزاره
۳ ماه پیشقلم کالی
0فکر کنم پارت هدیه رو منظورش فردا بوده ؟🤔اخه دیشب ساعت ۲ اینو گفت که دراصل ۲ صبح امروز بوده پس منطورش فردا بوده🤯
۳ ماه پیشNana
6آخ نعنا حالا میخوای چکار کنی؟ اگه رفته بود داخل مانی به گشتن ادامه نمیداد
۳ ماه پیشقلم کالی
0شایدم بدتر میشد🧔 ♀️
۳ ماه پیشRoghayyeh
1چرا نرفت داخل بگه داری چه غلطی میکنی
۳ ماه پیشقلم کالی
0منم منتطر بودم نعنا بره تو بگه تو کیف من دنبال چی میگردی بخصوص که لباس زیر میراشم بوده تو *** حالا زیپ مخفی باشه کسی که داره میگرده اون زیپ مخفیم پیدا میکنه دیگه بنده خدا چجوری زنده موند رفت پیش یونا من بودم از ترس اینکه هر لحظه لباسارو پیدا کنه سکته رو رد کرده بودم💀
۳ ماه پیشقلم کالی
0دنیای رمان عجب ذهمی داری داداش😂 کلمه مترادف کیف(***)رو سانسور کرده الله اکبر😂
۳ ماه پیشSara
0کالیی خواب دیدم دارن فیلم ردفلگو میسازن عرر عرر عرر عرر تتنینمینَمسمجشمزنجَنَممشمَتزنمَتطجمَگطگطننینسازنیتتبب🎀🧚 ♀️
۳ ماه پیشSara
0اون کلیده چیه؟
۳ ماه پیشلیلیوم
1کالی تو عشق تیم مایی کالی تو خوشتیپ ما همیشه عالی تو نویسنده *** ندیده مثل تو کالی عشق ما♥ به قلم خودم🤣اهنگی که برای رامین رضاییان بود شد برای کالی جون🏆👏🏻 دستت بزنیدد، هوراا👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻
۳ ماه پیشماهورا
2یکم دارک شد ولی ترسیدم. الان واکنش چی می تونه باشهه
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
4مانی تو کی هستی چه حرفیه دختر اورده