پارت چهل :

سر راه برای لیلا یک دسته گل از گلهای رز خریدم. نمیدانستم آیا همان لیلای قبل هست یا نه؟ و آیا هنوز هم همان اندازه قبل با هم صمیمی هستیم؟
وقتی وارد کافه شدم، دیدمش که روی صندلی‌ای گوشه کافه پشت میز دو نفره نشسته بود. دوست داشتم مثل قدیم دست‌هایم را برای در آغوش کشیدنش باز کنم ولی چیزی مانعم شد. چیزی که برای لیلا وجود نداشت و باعث شد من را مشتاقانه بغل کند.
چند دقیقه‌ای به حرف‌های عاد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کیوان در رمان خود دیگرم کیوان
تصویر شخصیت سارا در رمان خود دیگرم سارا
آخرین نظرات ارسال شده
  • زارا ۶۴

    0

    تو خودت مشکل داری علی ولت کرده تو هیچ چیز دخالت نمیکنه احساس نداره میگی چرا؟؟ کیوان همش حواسش بهت هست روت غیرتیه و تو همه چیز دوست داره نظر بده بازم میگی چرا؟؟ بعد میگی علی رو دوست داری؟؟ چیه اون مردک و دوست داری که به گفته ی خودت نه قیافه و تیپ درست حسابی داره نه اخلاق به درد بخوری

    ۱ ماه پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    آب قند بیارم گلم؟؟؟؟🙈🙈🙈😉/ بخدا یه رمان فقط حرص نخور/ من خودم از دست سارا فشار خون گرفتم.

    ۱ ماه پیش
  • فرشته

    0

    چطوری آخه این قدر دلبر می نویسی، بانو جانم؟❤️❤️❤️

    ۱ ماه پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    فدااای شما بشم/ خوشحال میشم رمان بازی مات رو هم بخونین و نظر بدین.

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️