پارت سی و نهم :

توی فکر بودم و داشتم تکه‌های آخر ظرف‌ها را آب میکشیدم که کیوان به شوخی نشگان ریزی از بازوم گرفت و من جیغی کشیدم.
با اخم گرفتم
- ترسوندیم
- حقته دو ساعته منتظرم بیای بخوابیم... چرا نذاشتیشون توی ماشین ظرفشویی؟
- خب میخوابیدی من چکارت دارم؟
- میخوابیدم؟ تنهایی؟ بدون تو و شب بخیر گفتن بهت؟... بدو بریم که خیلی خوابم میاد صبحم باید زود پاشم
بدون تمیز کردن کف آشپزخانه و گاز هم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کیوان در رمان خود دیگرم کیوان
تصویر شخصیت سارا در رمان خود دیگرم سارا
آخرین نظرات ارسال شده
  • الهام

    0

    خسته نباشی عزیزم خدا قوت قرار بود عکسشونم بزاری برامون😢

    ۱ ماه پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    چشم گلم میذارم.

    ۱ ماه پیش
  • فرشته

    0

    خیلی دلبر و جذاب❤️ بهترینی بانو جانم❤️

    ۱ ماه پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    من فدای شما بشم

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️