پارت صد و هشتاد و چهارم :

خیره در چشم‌هایم پوزخند زد.
-نه!... فقط می‌خواستم بدونم تا کی می‌خواید به این نقش ادامه بدید! وگرنه علت کارتون واضحه، خیلی‌ها سعی دارن از آدمهای سرشناس آتو دربیارن و جای تعجب نداره!
مکثی روی نگاه سردش کردم. انگار چیزی که برای مردم عادی جای دعوا و داد و بیداد داشت، برای او فقط تفریح بود! رسما داشت می‌گفت با یک لباس چند هزار دلاری برایم دانه پاشیده تا بیایم و به رو شدن دستم بخندد و بگ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!