کوه به کوه میرسد به قلم عاطفه لاجوردی
پارت صد و هشتاد و سوم :
حالا میدانستم ته دق و دلیاش چه بود، تهدید باطل شدن پروانهی وکالتی که به آن اشاره کرد، جای شکی باقی نمیگذاشت که قصد شکایت داشت. این فکر انگار تمام جسارتم را زنده کرد. من وکیل بودم و انگار زیادی من را دست کم گرفته بود. حتی اگر در جایگاه ضعف هم بودم، به آن راحتی پا پس بکش نبودم!
-امیدوارم شما هم برای این تهدیدتون دلیل محکمهپسندی داشته باشید، فکر نمیکنم کلاهی سرتون گذاشته باشم!...
لطفا صبر کنید...

شادان
0واای رها ول کن تروخدا..