پارت هشتاد و یک :
(نعنا - پنج روزِ بعد)
-« یکماه برای استراحت به کنار دریا رفته بودم تا از هوای دلپذیر بهره ببرم ، که دست سرنوشت مرا با دختر بسیار زیبایی ، روبهرو کرد. این دختر ، تا زمانی که به اعتنایی نداشت ،در نظرم الههای واقعی جلوه میکرد. من عشق خود را هرگز به او ابراز نکردم. ولی چنانچه نگاهها زبان میداشت و قادر بودند سخن بگویند ، حتی ابله ترین افراد نیز به آسانی در مییافت که من به عشق
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نینی
0کالی جان میخوای دقمون بدی خواهر؟
۱۶ ساعت پیشقلم کالی
0اره منم پارت قبلی یکم حس میکردم مانی ممکنهه یه حسایی بهش پیدا کنه اگه بفهمه دختره ولی امیدوارم نشه اونا دوستای خوبین🥲جاست فرندد
۱۶ ساعت پیشSana
0حتما میدونی که :عشق فقط دونوعه، عشق مادر به فرزند و عشق بنده به خدا میدونستی؟
۴ ساعت پیشدوست دختر مانی
0تازه اینکه رفته سر کیفش شاید شک کرده بهش مواد چیزی میزنه که تو خواب چت پرت میگه یا همچنین چیزی
۱۶ ساعت پیشدوست دختر مانی
1حس میکنم مانی خنگ تر از این حرف ها باشه بگه این مال دوست دخترت یا بگه نامرد دوست دختر داشتی
۱۶ ساعت پیشقلم کالی
0ارهه دقیقا منم به همین فکر کردم یا حتی ممکنه فکر کنه برا خواهرشه
۱۶ ساعت پیش۰۰۰
2بچه ها کالی کی پارت میزاره
۱۹ ساعت پیشقلم کالی
0فکر کنم پارت هدیه رو منظورش فردا بوده ؟🤔اخه دیشب ساعت ۲ اینو گفت که دراصل ۲ صبح امروز بوده پس منطورش فردا بوده🤯
۱۶ ساعت پیشNana
4آخ نعنا حالا میخوای چکار کنی؟ اگه رفته بود داخل مانی به گشتن ادامه نمیداد
۱۹ ساعت پیشقلم کالی
0شایدم بدتر میشد🧔 ♀️
۱۶ ساعت پیشRoghayyeh
1چرا نرفت داخل بگه داری چه غلطی میکنی
۱۸ ساعت پیشقلم کالی
0منم منتطر بودم نعنا بره تو بگه تو کیف من دنبال چی میگردی بخصوص که لباس زیر میراشم بوده تو *** حالا زیپ مخفی باشه کسی که داره میگرده اون زیپ مخفیم پیدا میکنه دیگه بنده خدا چجوری زنده موند رفت پیش یونا من بودم از ترس اینکه هر لحظه لباسارو پیدا کنه سکته رو رد کرده بودم💀
۱۶ ساعت پیشقلم کالی
0دنیای رمان عجب ذهمی داری داداش😂 کلمه مترادف کیف(***)رو سانسور کرده الله اکبر😂
۱۶ ساعت پیشSara
0کالیی خواب دیدم دارن فیلم ردفلگو میسازن عرر عرر عرر عرر تتنینمینَمسمجشمزنجَنَممشمَتزنمَتطجمَگطگطننینسازنیتتبب🎀🧚 ♀️
۱۷ ساعت پیشSara
0اون کلیده چیه؟
۱۷ ساعت پیشلیلیوم
1کالی تو عشق تیم مایی کالی تو خوشتیپ ما همیشه عالی تو نویسنده *** ندیده مثل تو کالی عشق ما♥ به قلم خودم🤣اهنگی که برای رامین رضاییان بود شد برای کالی جون🏆👏🏻 دستت بزنیدد، هوراا👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻
۱۷ ساعت پیشماهورا
2یکم دارک شد ولی ترسیدم. الان واکنش چی می تونه باشهه
۱۸ ساعت پیشماهورا
6بنظرم بگه مال آواعه و آوا دوست دخترمه 🤣
۱۸ ساعت پیشRoghayyeh
3بگو مال دوس دخترمه یونا هم شرش کم میشه
۱۸ ساعت پیشparipari
4ممنون از کالی که با قلمش نیاز به شیو نداریم هر پارت پرامون میریزه🤣
۱۸ ساعت پیششهرزاد
4از یه طرف خوشحالم و از یه طرف دیگه یکما فقط یه کوشولوو از واکنش مانی میترسم 😅😅😬😬
۲۱ ساعت پیشجوجه اردک زشت
2خوابه دیگه نعنا لو نرفته 🗿؟؟
۲۲ ساعت پیش۱۴۳..
3مگه میشه؟؟ سوتین؟؟ اونم تو ماموریتی که از اولش پسرونه ورود کرده.. چجوری؟؟
دیروز
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
اره تو زیپ مخفی بودش. اگه پارتای اولو یادت باشه نعنا اضافه کرده بود که سوتین تو ساکشه
۲۲ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

Sana
1من چرا احساس میکنم داستان به جایی کشیده شده که بفهمن دختره هر سه تا میگیرنش؟ بگید که شمام این حسو دارید احساس تنهایی نکنمم