نقش منفی به قلم حدیث افشارمهر
پارت بیست و نهم :
به دیوار شیشه ای اتاق تکیه ای زدم و دست به سینه، درحالیکه یک تای ابروم رو بالا می دادم گفتم:
-واقعا افرین داری.
لبخند پر افتخاری زد. مشتش رو زیر گونه اش زد و آرنجش رو به دسته ی مبل تکیه داد و با لحن جذابی گفت:
-می دونی ژاکلین، افراد زیادی این جمله رو به من گفتن. اما هیچکدوم به اندازه ی وقتی که تو بهم گفتی، به دلم ننشسته بود.
وای خدایا نزدیک بود غش کنم. چقدر جذاب و کاریزماتیک به زب
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
باران
1نکنه باب همون سایکوهست
۲ هفته پیشیاران
1نکنه سایکوفهمیده که ژاکلین پیش ادام هست اومده سزاش بده
۲ هفته پیشریحانه
2یه حسی بهم میگه باب همون سایکو هستش
۲ هفته پیشریحانه
0❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۲ هفته پیشنگار
2و اون زندانی کسی نیست جز سایکو😈 مرسی خیلی پارت باحالی بود تازه طولانی تر از بقیه که خوندم بود🥰💙💙
۲ هفته پیشنسیم
3سایکو خیلی باهوشه و فکر کنم وقتی که بخواد میتونه بدون سر و صدا بیرون بیاد و از چند روش استفاده میکنه تا اژیر خطر صدا نکنه، اما اگر این بار خودش باشه حتما از قرار ژاکلین و ادام خبر داشته و خواسته قرارشونو بهم بزنه و بترسن
۲ هفته پیش𝑀𝑙𝑢𝑜
2پسره رو مخخ من خو میدونم زندانی خطرناک سایکوعه
۴ هفته پیشحنا
3یه نظرم آدام کارکترش بده.
۱ ماه پیشدختر صحرا
3ولی باور کنین این آدام یه چیش هست
۱ ماه پیشدختر صحرا
2ممنون از پارت طولانی و جذاب
۱ ماه پیشدختر صحرا
1وای قلبم ..کی بوده یعنی؟
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

مبی
0عجب ! ممنون نویسنده جون ❤️